جملاتی با فعل übermalen ⟨مجهول حالتی⟩ ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل übermalen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی übermalen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل übermalen در دسترس هستند.

غیرقابل تفکیک
übermalt sein
قابل تفکیک
über·gemalt sein

زمان حال

-

گذشته ناقص

-

وجه التزامی I

-

حالت التبعیض دوم

-

امری

-

مصدر

-

وجه وصفی

  • Das Pappschild wurde immer wieder übermalt . 
    انگلیسی The cardboard sign was painted over again and again.
  • Die Mahlzeit war ein Leckerbissen für unsere ausgehungerten Geschmacksnerven, aber unsere anerkennenden Geräusche wurden übermalt von dem Klirren von Geschirr und anderen Abwaschgeräuschen. 
    انگلیسی The meal was a treat for our starving taste buds, but our appreciative sounds were drowned out by the clinking of dishes and other washing noises.

 جدول افعال قوانین  معانی 

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل übermalen

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل übermalen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول حالتی برای فعل übermalen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های übermalen آلمانی


آلمانی übermalen
انگلیسی repaint, overpaint, paint afresh, paint anew, paint out, paint over, retouch
روسی завуалировать, закрасить, закрашивать, перекрашивать
اسپانیایی repintar, cubrir, pintar por encima
فرانسوی peindre, recouvrir, recouvrir de peinture, repeindre, revernir
ترکی yeniden boyamak, üstüne boyamak
پرتغالی repintar, cobrir com tinta
ایتالیایی ridipingere, coprire, dipingere sopra
رومانی picta din nou, vopsi
مجاری átfesteni, újrafesteni
لهستانی pokryć, przemalować, zamalować, zamalowywać
یونانی επικαλύπτω
هلندی herverven, overschilderen, oververven
چکی přemalovat, přemalovávat, přemalovávatovat, přetřít
سوئدی övermåla
دانمارکی overmale
ژاپنی 上塗り
کاتالان repintar
فنلاندی ylimaalata
نروژی overmale
باسکی berritzea, margotzea
صربی prebojati
مقدونی прекривање
اسلوونیایی prekriti
اسلواکی premaľovať
بوسنیایی prebojati, prekrivanje
کرواتی prebojati, prekrivanje
اوکراینی знову малювати, перемалювати
بلغاری прекривам, преправям
بلاروسی перамаляваць
اندونزیایی mengecat ulang
ویتنامی phủ sơn lên
ازبکی ustidan bo'yoq surmoq
هندی ऊपर से रंग लगाना
چینی 重新刷漆
تایلندی ทาทับสี
کره‌ای 덮어 칠하다
آذربایجانی üstünü boya ilə örtmək
گرجی გაფერადება
بنگالی উপরে রং করা
آلبانیایی mbulo me ngjyrë
مراتی वरून रंगवणे
نپالی पुनः रंग लगाउनु
تلگو పైకి రంగు వేయడం
لتونیایی pārkrāsot
تامیلی மேலே பூசுதல்
استونیایی ülevärvima
ارمنی վերաներկել
کردی serê reng kirin
عبریלצבוע מחדש
عربیإعادة طلاء
فارسینقاشی مجدد
اردونئی پینٹنگ سے ڈھانپنا

übermalen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های übermalen

  • dort Farbe auftragen, wo eigentlich keine Farbe sein soll
  • etwas, das schon da ist, mit einer neuen Malerei überdecken
  • färben, tünchen, bepinseln, bemalen, anmalen

übermalen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 1013270, 1013270

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: übermalen

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 537224, 281138