جملاتی با فعل übermalen 〈مجهول حالتی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل übermalen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی übermalen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل übermalen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
Das Pappschild wurde immer wieder
übermalt
.
The cardboard sign was painted over again and again.
-
Die Mahlzeit war ein Leckerbissen für unsere ausgehungerten Geschmacksnerven, aber unsere anerkennenden Geräusche wurden
übermalt
von dem Klirren von Geschirr und anderen Abwaschgeräuschen.
The meal was a treat for our starving taste buds, but our appreciative sounds were drowned out by the clinking of dishes and other washing noises.
جدول افعال قوانین
- چگونه übermalen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل übermalen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل übermalen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل übermalen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای übermalen آلمانی
-
übermalen
repaint, overpaint, paint afresh, paint anew, paint out, paint over, retouch
завуалировать, закрасить, закрашивать, перекрашивать
repintar, cubrir, pintar por encima
peindre, recouvrir, recouvrir de peinture, repeindre, revernir
yeniden boyamak, üstüne boyamak
repintar, cobrir com tinta
ridipingere, coprire, dipingere sopra
picta din nou, vopsi
átfesteni, újrafesteni
pokryć, przemalować, zamalować, zamalowywać
επικαλύπτω
herverven, overschilderen, oververven
přemalovat, přemalovávat, přemalovávatovat, přetřít
övermåla
overmale
上塗り
repintar
ylimaalata
overmale
berritzea, margotzea
prebojati
прекривање
prekriti
premaľovať
prebojati, prekrivanje
prebojati, prekrivanje
знову малювати, перемалювати
прекривам, преправям
перамаляваць
mengecat ulang
phủ sơn lên
ustidan bo'yoq surmoq
ऊपर से रंग लगाना
重新刷漆
ทาทับสี
덮어 칠하다
üstünü boya ilə örtmək
გაფერადება
উপরে রং করা
mbulo me ngjyrë
वरून रंगवणे
पुनः रंग लगाउनु
పైకి రంగు వేయడం
pārkrāsot
மேலே பூசுதல்
ülevärvima
վերաներկել
serê reng kirin
לצבוע מחדש
إعادة طلاء
نقاشی مجدد
نئی پینٹنگ سے ڈھانپنا
übermalen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای übermalen- dort Farbe auftragen, wo eigentlich keine Farbe sein soll
- etwas, das schon da ist, mit einer neuen Malerei überdecken
- färben, tünchen, bepinseln, bemalen, anmalen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل