جملاتی با فعل über-malen 〈مجهول حالتی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل übermalen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی über-malen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل übermalen در دسترس هستند.
زمان حال
-
Die schmalen Ritzen hier, die verkleistern wir, und
malen
das dannüber
.
The narrow cracks here, we seal them, and then paint over them.
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه übermalen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه übermalen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل über-malen
-
Die schmalen Ritzen hier, die verkleistern wir, und
malen
das dannüber
.
The narrow cracks here, we seal them, and then paint over them.
جدول افعال
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل über-malen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل über-malen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای über-malen آلمانی
-
über-malen
overpaint, paint over
завести краску, перекрашивать
pintar encima, repintar
peindre, recouvrir
kaplamak, üstüne boyamak
pintar por cima, retocar
coprire, ridipingere
picta, vopsi
felülír, átszínez
pokryć farbą, przemalować
επικαλύπτω
bedekken, oververven
přemalovat, přetřít
övermåla
overmale
上塗り
pintar sobre
ylimaalata
overmale
berritzea
prebojati, prekrivanje
прекривање
prekriti
premaľovať
prebojati, prekrivanje
prebojati, prekrivati
забирати колір, перекривати
покривам, преправям
перафарбаваць
mengecat di atas
phủ sơn
ustidan bo'yoq surish
ऊपर से रंग लगाना
覆盖涂漆
ทาสีทับ
덮어 칠하다
üstündən boya vurmaq
ფერით დაფარვა
উপর থেকে রং লাগানো
mbulon me ngjyrë
वरून रंग लावणे
माथि रंग लगाउनु
పైన రంగు వేయడం
pārkrāsot
மேலே பூசுதல்
pealevärvida
վերաներկել
serê reng danîn
לצבוע
إعادة الطلاء
رنگ زدن
پینٹ کرنا
über-malen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای über-malen- dort Farbe auftragen, wo eigentlich keine Farbe sein soll
- etwas, das schon da ist, mit einer neuen Malerei überdecken
- färben, tünchen, bepinseln, bemalen, anmalen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل