صرف اسم آلمانی Lehm با جمع و حرف تعریف

صرف اسم Lehm (خاک رس) در حالت مفرد اضافه Lehm(e)s و در حالت جمع فاعلی Lehme است. اسم Lehm با پسوندهای صرف قوی es/e صرف می‌شود. جنس دستوری Lehm مذکر است و حرف تعریف آن "der" می‌باشد. در اینجا نه تنها می‌توانید Lehm را صرف کنید، بلکه تمام اسامی آلمانی را نیز. این اسم بخشی از واژگان گواهینامه آلمانی یا سطح C1 است. نظرات

C1 · اسم · مذکر · منظم · -s, -e

der Lehm

Lehm(e)s · Lehme

پایانه‌ها es/e  

انگلیسی clay, loam, adobe, brickearth, mud, silt

/leːm/ · /ˈleːməs/ · /ˈleːmə/

quarzhaltiger, kalkfreier Ton, der reich an Eisenverbindungen ist; Ton, Mergel, Kaolin

» Gieße nicht Wasser auf Lehm . انگلیسی Do not pour water on clay.

صرف Lehm در مفرد و جمع در همه حالت‌ها

مفرد

فاعل derLehm
مضاف‌الیه desLehmes/Lehms
داتیو demLehm/Lehme
مفعولی denLehm

جمع

فاعل dieLehme
مضاف‌الیه derLehme
داتیو denLehmen
مفعولی dieLehme

⁶ فقط در سبک فاخر


معانی  PDF

مثال‌ها

جملات نمونه برای Lehm


  • Gieße nicht Wasser auf Lehm . 
    انگلیسی Do not pour water on clay.
  • Das Fach wird mit Lehm gefüllt. 
    انگلیسی The subject is filled with clay.
  • Lieber Lehm polieren als polemisieren. 
    انگلیسی Better to polish clay than to polemicize.
  • Der Junge formte eine Kugel aus Lehm . 
    انگلیسی The boy shaped a ball out of clay.
  • In diesem Bereich liegen einige Schichten Lehm und Eisenerz. 
    انگلیسی In this area, there are some layers of clay and iron ore.
  • Der Lehm zerbröckelt zwischen den Fingern. 
    انگلیسی The clay crumbles between the fingers.
  • Die Kinder formen den feuchten Lehm mit ihren Händen zu einem Klumpen. 
    انگلیسی The children shape the wet clay with their hands into a lump.

مثال‌ها

ترجمه‌ها

ترجمه‌های Lehm آلمانی


آلمانی Lehm
انگلیسی clay, loam, adobe, brickearth, mud, silt
روسی глина, гли́на, сугли́нок, суглинок
اسپانیایی arcilla, barro, limo, lodo, suelo franco
فرانسوی argile, glaise, limon, terre grasse, torchis
ترکی balçık, demirli kil, kerpiç, lüleci çamuru
پرتغالی argila, barro, solo franco
ایتالیایی argilla, creta, terra grassa
رومانی argilă, humă, lut
مجاری agyag, sár, vályog, vályogtalaj
لهستانی glina, glina zwykła
یونانی πηλός, λάσπη
هلندی ijzerhoudende klei, leem, leem of
چکی hlína, jíl, jílovec
سوئدی lera
دانمارکی jernholdig ler, ler
ژاپنی 鉄分を多く含むクォーツのない粘土
کاتالان argila, terra franca
فنلاندی savi
نروژی jernholdig leire, leire
باسکی lurra
صربی glina, иловача
مقدونی глина, иловача
اسلوونیایی glina, ilovica
اسلواکی hlina, hliny, íl
بوسنیایی glina, ilovača
کرواتی glina, ilovača
اوکراینی глина, суглинок
بلغاری глина
بلاروسی гліна, суглінак
اندونزیایی tanah liat
ویتنامی đất sét
ازبکی gil
هندی क्ले
چینی 黏土
تایلندی ดินเหนียว
کره‌ای 점토
آذربایجانی gil
بنگالی ক্লে
آلبانیایی argilë
مراتی माती
نپالی माटी
تلگو మట్టి
لتونیایی māls
تامیلی மண்
استونیایی sav
ارمنی արգիլ
کردی argil
عبریחמר
عربیطين
فارسیخاک رس
اردوچکنی مٹی

Lehm in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های Lehm

  • quarzhaltiger, kalkfreier Ton, der reich an Eisenverbindungen ist, Ton, Mergel, Kaolin

معانی  مترادف‌ها 

فرهنگ‌ها

همه فرهنگ‌های لغت ترجمه


اول آلمانی
اولین ترجمه
آلمانی - انگلیسی
آلمانی - روسی
آلمانی - اسپانیایی
آلمانی - فرانسوی
آلمانی - ترکی
آلمانی - پرتغالی
آلمانی - ایتالیایی
آلمانی - رومانی
آلمانی - مجاری
آلمانی - لهستانی
آلمانی - یونانی
آلمانی - هلندی
آلمانی - چکی
آلمانی - سوئدی
آلمانی - دانمارکی
آلمانی - ژاپنی
آلمانی - کاتالان
آلمانی - فنلاندی
آلمانی - عبری
آلمانی - نروژی
آلمانی - باسکی
آلمانی - صربی
آلمانی - مقدونی
آلمانی - اسلوونیایی
آلمانی - اسلواکی
آلمانی - بوسنیایی
آلمانی - کرواتی
آلمانی - اوکراینی
آلمانی - بلغاری
آلمانی - بلاروسی
آلمانی - عربی
آلمانی - فارسی
آلمانی - اردو
آلمانی - اندونزیایی
آلمانی - ویتنامی
آلمانی - ازبکی
آلمانی - هندی
آلمانی - چینی
آلمانی - تایلندی
آلمانی - کره‌ای
آلمانی - آذربایجانی
آلمانی - گرجی
آلمانی - بنگالی
آلمانی - آلبانیایی
آلمانی - مراتی
آلمانی - نپالی
آلمانی - تلگو
آلمانی - لتونیایی
آلمانی - تامیلی
آلمانی - استونیایی
آلمانی - ارمنی
آلمانی - کردی

صورت‌های صرف Lehm

خلاصه‌ای از همه حالت‌های صرف اسم Lehm در تمام حالت‌ها


صرف Lehm به صورت جدولی با تمام حالت‌ها در مفرد و جمع و در هر چهار حالت: فاعلی (حالت اول)، ملکی (حالت دوم)، مفعولی غیرمستقیم (حالت سوم) و مفعولی مستقیم (حالت چهارم) نمایش داده شده است. این جدول به عنوان راهنمایی برای تکالیف، امتحانات، آموزش زبان آلمانی در مدرسه، یادگیری آلمانی به عنوان زبان خارجی یا دوم و آموزش بزرگسالان مفید است. صرف صحیح کلمه Lehm برای زبان‌آموزان آلمانی بسیار مهم است. اطلاعات بیشتر را می‌توانید در ویکی‌واژه Lehm و Lehm در دودن بیابید.

صرف اسامی Lehm

مفرد جمع
فاعل der Lehm die Lehme
مضاف‌الیه des Lehm(e)s der Lehme
داتیو dem Lehm(e) den Lehmen
مفعولی den Lehm die Lehme

صرف اسامی Lehm

  • مفرد: der Lehm, des Lehm(e)s, dem Lehm(e), den Lehm
  • جمع: die Lehme, der Lehme, den Lehmen, die Lehme

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 28571

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 5068225, 1813290, 1827840

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 48961, 76805, 882030, 154183