وجه وصفی فعل آلمانی abhacken
شکلهای وجه وصفی abhacken (قطع کردن) عبارتند از: abhackend، abgehackt
.
برای وجه وصفی اول، پسوند -end
به پایه hack
(ریشه فعل) اضافه میشود.
برای ساختن وجه وصفی دوم، پسوند منظم -t
به پایه hack
افزوده میشود.
علاوه بر پسوند، پس از پیشوند جداشدنی ab-
، -ge-
اضافه میشود.
ساخت این صورتها مطابق با قواعد دستوری برای صرف افعال در وجه وصفی است.
نظرات
☆
ویدیو
C2 · منظم · haben · قابل جداسازی
جدول افعال قواعد صرف
- ساخت زمان حال از abhacken
- ساخت گذشته ناقص از abhacken
- ساخت امری از abhacken
- ساخت وجه التمنی I (Konjunktiv I) از abhacken
- ساخت وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) از abhacken
- ساخت مصدر از abhacken
- ساخت وجه وصفی از abhacken
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
قوانین بیشتر برای صرف فعل abhacken
- چگونه abhacken را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه abhacken را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه abhacken را در امری صرف میکنید؟
- چگونه abhacken را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه abhacken را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه abhacken را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه abhacken را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
نمونهها
نمونههایی از معلوم وجه وصفی فعل abhacken
-
Er sprach
abgehackt
. -
Er hat zwei Scheite
abgehackt
. -
Den Dieben hat man die Hände
abgehackt
. -
Sie haben die abgestorbenen Bäume
abgehackt
.
ترجمهها
ترجمههای abhacken آلمانی
-
abhacken
chop off, hack off, chop, chop up, hack down, hew off, lop, lop off
отрубать, отрубить, отсекать, откалывать, отсечь, отщеплять, скалывать, сколоть
cortar, separar
couper, abattre, découper
kesmek, budamak
cortar, decepar, separar
tagliare, abbattere, mozzare, recidere, staccare, troncare
decupa, tăia
letör, levág
odciąć, odrąbać, odrąbywać, ścinać
κόβω, αποκόπτω
afhakken, afsnijden
odříznout, useknout, usekávat, usekávatknout
hugga av, avskära, hacka av
hugge af, afskære
切り離す, 切断する
tallar, separar
hakata, hakata irti, katkaista
avskjære, hogge av
moztu
odseći
одделување
odrezati
odrezať
odseći
odrezati
відокремити, відрубати
откъсвам, отрязвам
адразаць
membacok, memotong
chặt, chặt đứt
kesib tashlamoq
काट देना, कुल्हाड़ी से काटना
砍下, 砍掉
ตัดออก, สับออก
베어내다, 잘라내다
kəsib atmaq, kəsib ayırmaq
მოჩეხვა, მოჭრა
কুপিয়ে ফেলা, কেটে ফেলা
cungoj, prerë
कापून टाकणे
काटिदिनु, काटेर अलग गर्नु
కోయడం, నరికివేయడం
atcirst, nocirst
வெட்டி எடுக்க, வெட்டி விடு
maha raiuma, ära raiuma
կտրել, հատել
birîn
לגזום، לחתוך
فصل، قطع
قطع کردن
کاٹنا، کٹنا
abhacken in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
صورتهای فعلی در وجه وصفی از abhacken
فعل abhacken به طور کامل در همه اشخاص و شمارها در وجه وصفی زمان حال گذشته کامل صرف شده است
وجه وصفی زمان حال گذشته کاملجزء گفتار
- ich hacke ab (شخص اولمفرد)
- du hackest ab (شخص دوممفرد)
- er hackt ab (شخص سوممفرد)
- wir hacken ab (شخص اولجمع)
- ihr hackt ab (شخص دومجمع)
- sie hacken ab (شخص سومجمع)