صرف اسم آلمانی Überschuss با جمع و حرف تعریف

صرف اسم Überschuss (مازاد, اضافه) در حالت مفرد اضافه Überschusses و در حالت جمع فاعلی Überschüsse است. اسم Überschuss با پسوندهای صرف قوی es/ü-e صرف می‌شود. در حالت جمع، یک اوملاوت وجود دارد. جنس دستوری Überschuss مذکر است و حرف تعریف آن "der" می‌باشد. در اینجا نه تنها می‌توانید Überschuss را صرف کنید، بلکه تمام اسامی آلمانی را نیز. این اسم بخشی از واژگان گواهینامه آلمانی یا سطح C2 است. نظرات

C2 · اسم · مذکر · نامنظم · -s,¨-e

der Überschuss

Überschusses · Überschüsse

پایانه‌ها es/ü-e   جمع با اوملاوت  

انگلیسی surplus, excess, profit, active trade balance, balance, bonus, excess sludge, net income, overage, overhang, overplus, overrun, overspill, spillover, surplus funds

/ˈyːbɐˌʃʊs/ · /ˈyːbɐˌʃʊsəs/ · /ˈyːbɐˌʃyːsə/

[Finanzen, …] ein positiver Saldo, der Gewinn; etwas, das in größerer Menge da ist, als benötigt

» Bei Humidität besteht also ein Überschuss an Niederschlagswasser. انگلیسی In humidity, there is an excess of precipitation water.

صرف Überschuss در مفرد و جمع در همه حالت‌ها

مفرد

فاعل derÜberschuss
مضاف‌الیه desÜberschusses
داتیو demÜberschuss/Überschusse
مفعولی denÜberschuss

جمع

فاعل dieÜberschüsse
مضاف‌الیه derÜberschüsse
داتیو denÜberschüssen
مفعولی dieÜberschüsse

⁶ فقط در سبک فاخر


معانی  PDF

مثال‌ها

جملات نمونه برای Überschuss


  • Bei Humidität besteht also ein Überschuss an Niederschlagswasser. 
    انگلیسی In humidity, there is an excess of precipitation water.
  • Die Firma konnte schließlich doch noch einen Überschuss erwirtschaften. 
    انگلیسی The company was finally able to generate a surplus.
  • Es herrschte kein Mangel, sondern ein Überschuss an Arbeitskräften. 
    انگلیسی There was no shortage, but a surplus of labor.
  • Bei einem Überschuss an elektrischer Leistung wird das Wasser wieder teils oder ganz aus der Hohlkugel gepumpt. 
    انگلیسی In case of an excess of electrical power, the water is partially or completely pumped out of the hollow sphere.
  • Bisher garantierten sie gute Auszahlungen, nun schrumpeln sie aber wegen sinkender Zinsen und Überschüsse ebenfalls dahin. 
    انگلیسی So far they guaranteed good payouts, but now they are also dwindling due to falling interest rates and surpluses.

مثال‌ها

ترجمه‌ها

ترجمه‌های Überschuss آلمانی


آلمانی Überschuss
انگلیسی surplus, excess, profit, active trade balance, balance, bonus, excess sludge, net income
روسی избыток, профицит, перебо́р, профици́т, чистая прибыль
اسپانیایی superávit, excedente, exceso, sobrante, ganancia
فرانسوی excédent, surplus, boni, excès, sureffectif
ترکی artık, fazla, fazlalık, kalan
پرتغالی excesso, superávit, excedente, saldo, saldo positivo, sobras, superávite
ایتالیایی eccedenza, surplus, eccesso, avanzo, esuberanza, esubero, profitto, residuo
رومانی excedent, surplus, prisos, profit, surplus
مجاری felesleg, többlet, nyereség
لهستانی nadmiar, nadwyżka, czysty zysk, naddatek, przesyt, superata, zysk
یونانی πλεόνασμα, κέρδος, περίσσευμα
هلندی overschot, batig saldo, overmaat, surplus, teveel, winst
چکی přebytek, nadbytek, zisk
سوئدی överskott, behållning, vinst
دانمارکی overskud
ژاپنی 余剰, 利益, 超過, 過剰
کاتالان excedent, guany, sobrant, superàvit
فنلاندی ylijäämä, liika, voitto, ylijää
نروژی overskudd
باسکی gehiegizko, gehikuntza, irabazi
صربی višak, dobit, suvišak
مقدونی вишок, позитивен салдо, профит
اسلوونیایی dobiček, odvečno, prihodek, saldo
اسلواکی prebytok, nadhodnota, zisk
بوسنیایی višak, dobit, suvišak
کرواتی višak, dobit, suvišak
اوکراینی надлишок, зайве, позитивний баланс, прибуток
بلغاری излишък, печалба
بلاروسی прыбытак, залішак, плюс
اندونزیایی kelebihan, keuntungan
ویتنامی dư thừa, lợi nhuận, thặng dư
ازبکی ortiqcha, foyda
هندی अतिरिक्त, अतिशेष, लाभ
چینی 盈余, 利润, 过剩
تایلندی ส่วนเกิน, กำไร, เหลือเฟือ
کره‌ای 이익, 잉여, 흑자
آذربایجانی artıq, fayda, fazla, qazanc
گرجی სარგებელი, საჭარბე
بنگالی অতিরিক্ত, লাভ
آلبانیایی fitim, përfitim, tepricë
مراتی अतिरिक्त, अतिशेष, लाभ
نپالی अतिरिक्त, अतिशेष, लाभ, शेष
تلگو అతిరిక్తం, లాభం
لتونیایی pārpalikums, peļņa
تامیلی அதிகம், லாபம்
استونیایی ülejääk, kasum
ارمنی ավելցուկ, շահույթ
کردی zêde, feyde
عبریעודף، רווח، שארית
عربیفائض، ربح، زائد، زيادة
فارسیمازاد، اضافه، سود
اردوفائض، اضافہ، منافع

Überschuss in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های Überschuss

  • [Finanzen] ein positiver Saldo, der Gewinn
  • etwas, das in größerer Menge da ist, als benötigt

Überschuss in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

فرهنگ‌ها

همه فرهنگ‌های لغت ترجمه


اول آلمانی
اولین ترجمه
آلمانی - انگلیسی
آلمانی - روسی
آلمانی - اسپانیایی
آلمانی - فرانسوی
آلمانی - ترکی
آلمانی - پرتغالی
آلمانی - ایتالیایی
آلمانی - رومانی
آلمانی - مجاری
آلمانی - لهستانی
آلمانی - یونانی
آلمانی - هلندی
آلمانی - چکی
آلمانی - سوئدی
آلمانی - دانمارکی
آلمانی - ژاپنی
آلمانی - کاتالان
آلمانی - فنلاندی
آلمانی - عبری
آلمانی - نروژی
آلمانی - باسکی
آلمانی - صربی
آلمانی - مقدونی
آلمانی - اسلوونیایی
آلمانی - اسلواکی
آلمانی - بوسنیایی
آلمانی - کرواتی
آلمانی - اوکراینی
آلمانی - بلغاری
آلمانی - بلاروسی
آلمانی - عربی
آلمانی - فارسی
آلمانی - اردو
آلمانی - اندونزیایی
آلمانی - ویتنامی
آلمانی - ازبکی
آلمانی - هندی
آلمانی - چینی
آلمانی - تایلندی
آلمانی - کره‌ای
آلمانی - آذربایجانی
آلمانی - گرجی
آلمانی - بنگالی
آلمانی - آلبانیایی
آلمانی - مراتی
آلمانی - نپالی
آلمانی - تلگو
آلمانی - لتونیایی
آلمانی - تامیلی
آلمانی - استونیایی
آلمانی - ارمنی
آلمانی - کردی

صورت‌های صرف Überschuss

خلاصه‌ای از همه حالت‌های صرف اسم Überschuss در تمام حالت‌ها


صرف Überschuss به صورت جدولی با تمام حالت‌ها در مفرد و جمع و در هر چهار حالت: فاعلی (حالت اول)، ملکی (حالت دوم)، مفعولی غیرمستقیم (حالت سوم) و مفعولی مستقیم (حالت چهارم) نمایش داده شده است. این جدول به عنوان راهنمایی برای تکالیف، امتحانات، آموزش زبان آلمانی در مدرسه، یادگیری آلمانی به عنوان زبان خارجی یا دوم و آموزش بزرگسالان مفید است. صرف صحیح کلمه Überschuss برای زبان‌آموزان آلمانی بسیار مهم است. اطلاعات بیشتر را می‌توانید در ویکی‌واژه Überschuss و Überschuss در دودن بیابید.

صرف اسامی Überschuss

مفرد جمع
فاعل der Überschuss die Überschüsse
مضاف‌الیه des Überschusses der Überschüsse
داتیو dem Überschuss(e) den Überschüssen
مفعولی den Überschuss die Überschüsse

صرف اسامی Überschuss

  • مفرد: der Überschuss, des Überschusses, dem Überschuss(e), den Überschuss
  • جمع: die Überschüsse, der Überschüsse, den Überschüssen, die Überschüsse

نظرات



ورود

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 772691, 149241, 149241, 722184, 722803

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 149241, 149241