صرف اسم آلمانی Moschee با جمع و حرف تعریف

صرف اسم Moschee (مسجد) در حالت مفرد اضافه Moschee و در حالت جمع فاعلی Moscheen است. اسم Moschee با پسوندهای صرفی -/n به صورت ضعیف صرف می‌شود. جنس دستوری Moschee مؤنث است و حرف تعریف آن "die" می‌باشد. در اینجا نه تنها می‌توانید Moschee را صرف کنید، بلکه تمام اسامی آلمانی را نیز. این اسم بخشی از واژگان گواهینامه آلمانی یا سطح C2 است. نظرات

C2 · اسم · مونث · منظم · -، -en-

die Moschee

Moschee · Moscheen

پایانه‌ها -/n   کوتاه شدن پایانه‌های جمع به 'n'   حالت جمع داتیو بدون افزودن 'n'  

انگلیسی mosque

/ˈmoːʃeː/ · /ˈmoːʃeː/ · /ˈmoːʃeːn/

[Religion] eine Gebetsstätte, ein Ort der Niederwerfung; ein islamisches Gotteshaus

» Wir gehen zur Moschee . انگلیسی We're going to the mosque.

صرف Moschee در مفرد و جمع در همه حالت‌ها

مفرد

فاعل dieMoschee
مضاف‌الیه derMoschee
داتیو derMoschee
مفعولی dieMoschee

جمع

فاعل dieMoscheen
مضاف‌الیه derMoscheen
داتیو denMoscheen
مفعولی dieMoscheen

معانی  PDF

مثال‌ها

جملات نمونه برای Moschee


  • Wir gehen zur Moschee . 
    انگلیسی We're going to the mosque.
  • Muslime beten in der Moschee . 
    انگلیسی Muslims pray in mosques.
  • Minarette sind die Türme von Moscheen . 
    انگلیسی Minarets are the towers of mosques.
  • Das Gotteshaus war lange eine Moschee . 
    انگلیسی The house of God was long a mosque.
  • In Istanbul gibt es etwa dreitausend Moscheen . 
    انگلیسی There are around three thousand mosques in Istanbul.
  • Unter den Gebäuden waren Mausoleen und eine Moschee . 
    انگلیسی Among the buildings were mausoleums and a mosque.
  • Wenn ein Mensch in meinem Dorf stirbt, ruft der Muezzin in der Moschee die Dorfbewohner durch einen Lautsprecher dazu auf, an der Beerdigung und der Trauerfeier teilzunehmen. 
    انگلیسی When a person in my village dies, the muezzin in the mosque calls the villagers through a loudspeaker to attend the funeral and the memorial service.

مثال‌ها

ترجمه‌ها

ترجمه‌های Moschee آلمانی


آلمانی Moschee
انگلیسی mosque
روسی мечеть, мече́ть
اسپانیایی mezquita
فرانسوی mosquée
ترکی cami, camii
پرتغالی mesquita
ایتالیایی moschea
رومانی moschee, geamie
مجاری mecset, dzsámi, imaház, imádsághely
لهستانی meczet
یونانی τζαμί
هلندی moskee
چکی mešita
سوئدی moské
دانمارکی moske
ژاپنی モスク
کاتالان mesquita
فنلاندی moskeija
نروژی moské
باسکی meskita
صربی džamija, џамија
مقدونی џамија
اسلوونیایی mošeja
اسلواکی mešita
بوسنیایی džamija
کرواتی džamija
اوکراینی мечеть, мечет
بلغاری джамия
بلاروسی мячэт, мячэць
اندونزیایی masjid
ویتنامی nhà thờ Hồi giáo
ازبکی masjid
هندی मस्जिद
چینی 清真寺
تایلندی มัสยิด
کره‌ای 모스크
آذربایجانی məscid
گرجی მეჩეთი
بنگالی মসজিদ
آلبانیایی xhamia
مراتی मस्जिद
نپالی मस्जिद
تلگو మస్జిడ్, మస్జిద్
لتونیایی mošeja
تامیلی மச்ஜித், மஸ்ஜித்
استونیایی mošee
ارمنی մզկիթ
کردی masjid, mescid
عبریמסגד
عربیمسجد، جامع
فارسیمسجد
اردومسجد

Moschee in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های Moschee

  • [Religion] eine Gebetsstätte, ein Ort der Niederwerfung
  • [Religion] ein islamisches Gotteshaus

معانی  مترادف‌ها 

فرهنگ‌ها

همه فرهنگ‌های لغت ترجمه


اول آلمانی
اولین ترجمه
آلمانی - انگلیسی
آلمانی - روسی
آلمانی - اسپانیایی
آلمانی - فرانسوی
آلمانی - ترکی
آلمانی - پرتغالی
آلمانی - ایتالیایی
آلمانی - رومانی
آلمانی - مجاری
آلمانی - لهستانی
آلمانی - یونانی
آلمانی - هلندی
آلمانی - چکی
آلمانی - سوئدی
آلمانی - دانمارکی
آلمانی - ژاپنی
آلمانی - کاتالان
آلمانی - فنلاندی
آلمانی - عبری
آلمانی - نروژی
آلمانی - باسکی
آلمانی - صربی
آلمانی - مقدونی
آلمانی - اسلوونیایی
آلمانی - اسلواکی
آلمانی - بوسنیایی
آلمانی - کرواتی
آلمانی - اوکراینی
آلمانی - بلغاری
آلمانی - بلاروسی
آلمانی - عربی
آلمانی - فارسی
آلمانی - اردو
آلمانی - اندونزیایی
آلمانی - ویتنامی
آلمانی - ازبکی
آلمانی - هندی
آلمانی - چینی
آلمانی - تایلندی
آلمانی - کره‌ای
آلمانی - آذربایجانی
آلمانی - گرجی
آلمانی - بنگالی
آلمانی - آلبانیایی
آلمانی - مراتی
آلمانی - نپالی
آلمانی - تلگو
آلمانی - لتونیایی
آلمانی - تامیلی
آلمانی - استونیایی
آلمانی - ارمنی
آلمانی - کردی

صورت‌های صرف Moschee

خلاصه‌ای از همه حالت‌های صرف اسم Moschee در تمام حالت‌ها


صرف Moschee به صورت جدولی با تمام حالت‌ها در مفرد و جمع و در هر چهار حالت: فاعلی (حالت اول)، ملکی (حالت دوم)، مفعولی غیرمستقیم (حالت سوم) و مفعولی مستقیم (حالت چهارم) نمایش داده شده است. این جدول به عنوان راهنمایی برای تکالیف، امتحانات، آموزش زبان آلمانی در مدرسه، یادگیری آلمانی به عنوان زبان خارجی یا دوم و آموزش بزرگسالان مفید است. صرف صحیح کلمه Moschee برای زبان‌آموزان آلمانی بسیار مهم است. اطلاعات بیشتر را می‌توانید در ویکی‌واژه Moschee و Moschee در دودن بیابید.

صرف اسامی Moschee

مفرد جمع
فاعل die Moschee die Moscheen
مضاف‌الیه der Moschee der Moscheen
داتیو der Moschee den Moscheen
مفعولی die Moschee die Moscheen

صرف اسامی Moschee

  • مفرد: die Moschee, der Moschee, der Moschee, die Moschee
  • جمع: die Moscheen, der Moscheen, den Moscheen, die Moscheen

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 31180, 31180

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 6047358, 2234370, 1820805

* جملات Nachrichtenleicht (nachrichtenleicht.de) مشمول شرایط ذخیره‌شده در آنجا هستند. این و مقاله مرتبط را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: Partei-Programm für AfD, Islamist verurteilt

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 105275, 267720, 31180