صرف اسم آلمانی Kutter با جمع و حرف تعریف

صرف اسم Kutter (زباله, کشتی تک‌پیکر) در حالت مفرد اضافه Kutters و در حالت جمع فاعلی Kutter است. اسم Kutter با پسوندهای صرف قوی s/- صرف می‌شود. جنس دستوری Kutter مذکر است و حرف تعریف آن "der" می‌باشد. در اینجا نه تنها می‌توانید Kutter را صرف کنید، بلکه تمام اسامی آلمانی را نیز. این اسم بخشی از واژگان گواهینامه آلمانی یا سطح C2 است. نظرات

C2 · اسم · مذکر · منظم · -s, -

der Kutter

Kutters · Kutter

پایانه‌ها s/-   کوتاه شدن پسوند ملکی به 's'  

انگلیسی cutter, garbage, rubbish, waste

/ˈkʊtɐ/ · /ˈkʊtɐs/ · /ˈkʊtɐ/

einmastiger, seetüchtiger Segler für Sport und Frachtbeförderung; Kehricht; Jacht, Kehricht, Beiboot

» Das Beiboot für ein Kriegsschiff wird auch Kutter genannt. انگلیسی The lifeboat for a warship is also called a cutter.

صرف Kutter در مفرد و جمع در همه حالت‌ها

مفرد

فاعل derKutter
مضاف‌الیه desKutters
داتیو demKutter
مفعولی denKutter

جمع

فاعل dieKutter
مضاف‌الیه derKutter
داتیو denKuttern
مفعولی dieKutter

معانی  PDF

مثال‌ها

جملات نمونه برای Kutter


  • Das Beiboot für ein Kriegsschiff wird auch Kutter genannt. 
    انگلیسی The lifeboat for a warship is also called a cutter.
  • Nachdem sie den gröbsten Kutter zusammengefegt hat, wischte sie noch feucht durch. 
    انگلیسی After she swept up the coarsest boat, she still wiped with a damp cloth.

مثال‌ها

ترجمه‌ها

ترجمه‌های Kutter آلمانی


آلمانی Kutter
انگلیسی cutter, garbage, rubbish, waste
روسی катер, ка́тер, ку́ттер, мусор, па́русный бот, парусник, шлю́пка
اسپانیایی cúter, balandra, balandro, basura, cutter, desperdicio
فرانسوی cotre, chalutier, cutter, déchets, ordures, voilier
ترکی kotra, tekne, yelkenci, çöp
پرتغالی barco de pesca, barco pesqueiro, chalupa, cutter, cúter, lixo, resíduos
ایتالیایی cutter, motopeschereccio, rifiuti, spazzatura
رومانی deșeuri, gunoi, velier
مجاری hulladék, szemét, vitorlás
لهستانی kuter, jacht, kuter rybacki, odpadki, śmieci
یونانی καΐκι, κότερο, ψαροκάικο
هلندی afval, kotter, kutter, zeilboot
چکی kutr, odpad, plachetnice
سوئدی avfall, kutter, skräp, skuta
دانمارکی affald, kutter, skrald
ژاپنی ゴミ, ヨット, 帆船
کاتالان cutter, cúter, escombraries
فنلاندی jätteet, purjevene, roska
نروژی avfall, kutter, søppel
باسکی barku, zabor
صربی jedrilica, kanta za smeće, kontejner
مقدونی едномастен брод, отпад
اسلوونیایی jadrnica, odpadki, smeti
اسلواکی odpad, plachetnica, smeti
بوسنیایی jedrilica, otpaci, smeće
کرواتی jedrilica, otpaci, smeće
اوکراینی відходи, катер, одномачтовий яхта, сміття
بلغاری боклук, кътър
بلاروسی катэр, смет, сметнік
عبریאשפה، יאכטה، סירה
عربیقارب شراعي، قمامة، مركب صيد، نفايات
فارسیزباله، کشتی تک‌پیکر
اردوکشتی، کچرا، گندگی

Kutter in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های Kutter

  • einmastiger, seetüchtiger Segler für Sport und Frachtbeförderung, Jacht, Beiboot
  • Kehricht, Kehricht

Kutter in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

فرهنگ‌ها

همه فرهنگ‌های لغت ترجمه


اول آلمانی
اولین ترجمه
آلمانی - انگلیسی
آلمانی - روسی
آلمانی - اسپانیایی
آلمانی - فرانسوی
آلمانی - ترکی
آلمانی - پرتغالی
آلمانی - ایتالیایی
آلمانی - رومانی
آلمانی - مجاری
آلمانی - لهستانی
آلمانی - یونانی
آلمانی - هلندی
آلمانی - چکی
آلمانی - سوئدی
آلمانی - دانمارکی
آلمانی - ژاپنی
آلمانی - کاتالان
آلمانی - فنلاندی
آلمانی - عبری
آلمانی - نروژی
آلمانی - باسکی
آلمانی - صربی
آلمانی - مقدونی
آلمانی - اسلوونیایی
آلمانی - اسلواکی
آلمانی - بوسنیایی
آلمانی - کرواتی
آلمانی - اوکراینی
آلمانی - بلغاری
آلمانی - بلاروسی
آلمانی - عربی
آلمانی - فارسی
آلمانی - اردو
آلمانی - اندونزیایی
آلمانی - ویتنامی
آلمانی - ازبکی
آلمانی - هندی
آلمانی - چینی
آلمانی - تایلندی
آلمانی - کره‌ای
آلمانی - آذربایجانی
آلمانی - گرجی
آلمانی - بنگالی
آلمانی - آلبانیایی
آلمانی - مراتی
آلمانی - نپالی
آلمانی - تلگو
آلمانی - لتونیایی
آلمانی - تامیلی
آلمانی - استونیایی
آلمانی - ارمنی
آلمانی - کردی

صورت‌های صرف Kutter

خلاصه‌ای از همه حالت‌های صرف اسم Kutter در تمام حالت‌ها


صرف Kutter به صورت جدولی با تمام حالت‌ها در مفرد و جمع و در هر چهار حالت: فاعلی (حالت اول)، ملکی (حالت دوم)، مفعولی غیرمستقیم (حالت سوم) و مفعولی مستقیم (حالت چهارم) نمایش داده شده است. این جدول به عنوان راهنمایی برای تکالیف، امتحانات، آموزش زبان آلمانی در مدرسه، یادگیری آلمانی به عنوان زبان خارجی یا دوم و آموزش بزرگسالان مفید است. صرف صحیح کلمه Kutter برای زبان‌آموزان آلمانی بسیار مهم است. اطلاعات بیشتر را می‌توانید در ویکی‌واژه Kutter و Kutter در دودن بیابید.

صرف اسامی Kutter

مفرد جمع
فاعل der Kutter die Kutter
مضاف‌الیه des Kutters der Kutter
داتیو dem Kutter den Kuttern
مفعولی den Kutter die Kutter

صرف اسامی Kutter

  • مفرد: der Kutter, des Kutters, dem Kutter, den Kutter
  • جمع: die Kutter, der Kutter, den Kuttern, die Kutter

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 32721, 32721

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 32721, 32721