صرف اسم آلمانی Dattel با جمع و حرف تعریف

صرف اسم Dattel (خرما) در حالت مفرد اضافه Dattel و در حالت جمع فاعلی Datteln است. اسم Dattel با پسوندهای صرفی -/n به صورت ضعیف صرف می‌شود. جنس دستوری Dattel مؤنث است و حرف تعریف آن "die" می‌باشد. در اینجا نه تنها می‌توانید Dattel را صرف کنید، بلکه تمام اسامی آلمانی را نیز. این اسم بخشی از واژگان گواهینامه آلمانی یا سطح C2 است. نظرات

C2 · اسم · مونث · منظم · -، -en-

die Dattel

Dattel · Datteln

پایانه‌ها -/n   حالت جمع داتیو بدون افزودن 'n'   کوتاه شدن پایانه‌های جمع به 'n'  

انگلیسی date

/ˈdatəl/ · /ˈdatəl/ · /ˈdatlən/

[Lebensmittel] süße Frucht der Dattelpalme

» Tom isst jeden Tag drei Datteln . انگلیسی Tom eats three dates a day.

صرف Dattel در مفرد و جمع در همه حالت‌ها

مفرد

فاعل dieDattel
مضاف‌الیه derDattel
داتیو derDattel
مفعولی dieDattel

جمع

فاعل dieDatteln
مضاف‌الیه derDatteln
داتیو denDatteln
مفعولی dieDatteln

معانی  PDF

مثال‌ها

جملات نمونه برای Dattel


  • Tom isst jeden Tag drei Datteln . 
    انگلیسی Tom eats three dates a day.
  • Ich habe eine ganze Schachtel Datteln verdrückt. 
    انگلیسی I ate a whole box of dates.
  • Auf dem Vanillepudding prangte zur Dekoration eine einzelne Dattel . 
    انگلیسی On the vanilla pudding, a single date was adorned for decoration.
  • Jetzt durfte ich die Dattel in den Mund nehmen, aber kauen noch nicht. 
    انگلیسی Now I was allowed to put the date in my mouth, but not to chew yet.
  • Datteln sind in Nordafrika der klassische Reiseproviant. 
    انگلیسی Dates are the classic travel provisions in North Africa.
  • Ich möchte mit Mandeln gefüllte Datteln essen. 
    انگلیسی I want to eat dates filled with almonds.
  • Er entdeckte auf dem Cembalo zehn oder zwölf Datteln und aß sie auf. 
    انگلیسی He discovered ten or twelve dates on the harpsichord and ate them.

مثال‌ها

ترجمه‌ها

ترجمه‌های Dattel آلمانی


آلمانی Dattel
انگلیسی date
روسی финик, фи́ник
اسپانیایی dátil
فرانسوی datte, dattier
ترکی hurma
پرتغالی tâmara
ایتالیایی dattero
رومانی curmală
مجاری datolya
لهستانی daktyl
یونانی χουρμάς
هلندی dadel
چکی datle
سوئدی dadel, dattelfrukt
دانمارکی daddel, dadel
ژاپنی デーツ, 棗椰子
کاتالان dàtil
فنلاندی taateli
نروژی daddel, dattelfrukt
باسکی datu
صربی datula, урма
مقدونی урма, фурма
اسلوونیایی datelj, datlja
اسلواکی dátel, ďatla
بوسنیایی datulja, urma
کرواتی datulja
اوکراینی фінік
بلغاری фурма
بلاروسی фінік
اندونزیایی kurma
ویتنامی quả chà là
ازبکی xurmo
هندی खजूर
چینی 
تایلندی อินทผลัม
کره‌ای 대추
آذربایجانی xurma
بنگالی খেজুর
مراتی खजूर
کردی xurma
عبریתמר
عربیتمر، بلح، بلحة، تمرة
فارسیخرما
اردوکھجور

Dattel in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های Dattel

  • [Lebensmittel] süße Frucht der Dattelpalme

معانی  مترادف‌ها 

فرهنگ‌ها

همه فرهنگ‌های لغت ترجمه


اول آلمانی
اولین ترجمه
آلمانی - انگلیسی
آلمانی - روسی
آلمانی - اسپانیایی
آلمانی - فرانسوی
آلمانی - ترکی
آلمانی - پرتغالی
آلمانی - ایتالیایی
آلمانی - رومانی
آلمانی - مجاری
آلمانی - لهستانی
آلمانی - یونانی
آلمانی - هلندی
آلمانی - چکی
آلمانی - سوئدی
آلمانی - دانمارکی
آلمانی - ژاپنی
آلمانی - کاتالان
آلمانی - فنلاندی
آلمانی - عبری
آلمانی - نروژی
آلمانی - باسکی
آلمانی - صربی
آلمانی - مقدونی
آلمانی - اسلوونیایی
آلمانی - اسلواکی
آلمانی - بوسنیایی
آلمانی - کرواتی
آلمانی - اوکراینی
آلمانی - بلغاری
آلمانی - بلاروسی
آلمانی - عربی
آلمانی - فارسی
آلمانی - اردو
آلمانی - اندونزیایی
آلمانی - ویتنامی
آلمانی - ازبکی
آلمانی - هندی
آلمانی - چینی
آلمانی - تایلندی
آلمانی - کره‌ای
آلمانی - آذربایجانی
آلمانی - گرجی
آلمانی - بنگالی
آلمانی - آلبانیایی
آلمانی - مراتی
آلمانی - نپالی
آلمانی - تلگو
آلمانی - لتونیایی
آلمانی - تامیلی
آلمانی - استونیایی
آلمانی - ارمنی
آلمانی - کردی

صورت‌های صرف Dattel

خلاصه‌ای از همه حالت‌های صرف اسم Dattel در تمام حالت‌ها


صرف Dattel به صورت جدولی با تمام حالت‌ها در مفرد و جمع و در هر چهار حالت: فاعلی (حالت اول)، ملکی (حالت دوم)، مفعولی غیرمستقیم (حالت سوم) و مفعولی مستقیم (حالت چهارم) نمایش داده شده است. این جدول به عنوان راهنمایی برای تکالیف، امتحانات، آموزش زبان آلمانی در مدرسه، یادگیری آلمانی به عنوان زبان خارجی یا دوم و آموزش بزرگسالان مفید است. صرف صحیح کلمه Dattel برای زبان‌آموزان آلمانی بسیار مهم است. اطلاعات بیشتر را می‌توانید در ویکی‌واژه Dattel و Dattel در دودن بیابید.

صرف اسامی Dattel

مفرد جمع
فاعل die Dattel die Datteln
مضاف‌الیه der Dattel der Datteln
داتیو der Dattel den Datteln
مفعولی die Dattel die Datteln

صرف اسامی Dattel

  • مفرد: die Dattel, der Dattel, der Dattel, die Dattel
  • جمع: die Datteln, der Datteln, den Datteln, die Datteln

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 13520

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 9748876, 10794118, 10544838, 8547313

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 13520, 69497