صرف و مقایسه صفت آلمانی höfisch

صرف صفت höfisch (باری, شوالیه‌ای) با استفاده از شکل غیرقابل مقایسه höfisch انجام می‌شود. این صفت دارای حالت‌های تفضیلی و عالی نیست. صفت höfisch هم می‌تواند به صورت وابسته پیش از اسم (با یا بدون حرف تعریف، در انواع صرف قوی، ضعیف و مختلط) و هم به صورت گزاره‌ای همراه با فعل به کار رود.در اینجا نه تنها می‌توانید höfisch را صرف و مقایسه کنید، بلکه تمام صفت‌های آلمانی را نیز. نظرات

B2 · صفت · مثبت · قابل مقایسه نیست

höfisch

höfisch · - · -

انگلیسی courtly, chivalric, noble

/ˈhøːfɪʃ/ · /ˈhøːfɪʃ/

[…, Kultur] dem Hof eines Fürsten angemessen, zugehörig; der Kultur der Ritter des hohen Mittelalters zugehörig

» Die Sprachkunst der höfischen Epiker und Minnesänger hörte nicht schlagartig auf, sondern lief langsam aus. انگلیسی The art of language of the court epics and minnesängers did not stop abruptly, but gradually faded away.

صرف قوی höfisch بدون حرف تعریف یا ضمیر

مذکر

فاعل höfischer
مضاف‌الیه höfischen
داتیو höfischem
مفعولی höfischen

مونث

فاعل höfische
مضاف‌الیه höfischer
داتیو höfischer
مفعولی höfische

خنثی

فاعل höfisches
مضاف‌الیه höfischen
داتیو höfischem
مفعولی höfisches

جمع

فاعل höfische
مضاف‌الیه höfischer
داتیو höfischen
مفعولی höfische

PDF

صرف ضعیف

صرف ضعیف صفت höfisch با حرف تعریف معین 'der' یا با ضمایری مانند 'dieser' و 'jener'


مذکر

فاعل derhöfische
مضاف‌الیه deshöfischen
داتیو demhöfischen
مفعولی denhöfischen

مونث

فاعل diehöfische
مضاف‌الیه derhöfischen
داتیو derhöfischen
مفعولی diehöfische

خنثی

فاعل dashöfische
مضاف‌الیه deshöfischen
داتیو demhöfischen
مفعولی dashöfische

جمع

فاعل diehöfischen
مضاف‌الیه derhöfischen
داتیو denhöfischen
مفعولی diehöfischen

صرف مختلط

صرف مختلط صفت höfisch با حرف تعریف نامعین 'ein' یا با ضمایری مانند 'kein' و 'mein'


مذکر

فاعل einhöfischer
مضاف‌الیه eineshöfischen
داتیو einemhöfischen
مفعولی einenhöfischen

مونث

فاعل einehöfische
مضاف‌الیه einerhöfischen
داتیو einerhöfischen
مفعولی einehöfische

خنثی

فاعل einhöfisches
مضاف‌الیه eineshöfischen
داتیو einemhöfischen
مفعولی einhöfisches

جمع

فاعل keinehöfischen
مضاف‌الیه keinerhöfischen
داتیو keinenhöfischen
مفعولی keinehöfischen

کاربرد گزاره‌ای

استفاده از höfisch به عنوان گزاره


مفرد

مذ.eristhöfisch
مونثsieisthöfisch
خنثیesisthöfisch

جمع

siesindhöfisch

مثال‌ها

جملات نمونه برای höfisch


  • Die Sprachkunst der höfischen Epiker und Minnesänger hörte nicht schlagartig auf, sondern lief langsam aus. 
    انگلیسی The art of language of the court epics and minnesängers did not stop abruptly, but gradually faded away.
  • Das Heldenepos mit seinen germanischen Sagenstoffen und seinem archaischen Stil fand schon in den höfischen Kreisen des Mittelalters wenig Anklang. 
    انگلیسی The heroic epic with its Germanic mythological elements and its archaic style found little resonance even in the courtly circles of the Middle Ages.

مثال‌ها

ترجمه‌ها

ترجمه‌های höfisch آلمانی


آلمانی höfisch
انگلیسی courtly, chivalric, noble
روسی дворянский, куртуазный, при дворе, рыцарский
اسپانیایی cortesano, de la corte
فرانسوی courtois, de cour
ترکی saraysal, soylu, şövalye kültürü
پرتغالی cortês, da corte
ایتالیایی cortese, di corte
رومانی cavaleresc, nobil
مجاری udvari
لهستانی dworski
یونانی αυλικός, ιπποτικός
هلندی hofelijk, ridderlijk, vorstelijk
چکی dvorský
سوئدی hövisk, hofdöme, högmedeltida, ridderlig
دانمارکی hoflig, høvisk
ژاپنی 宮廷の, 王宮の, 貴族的な
کاتالان cortès, courtier
فنلاندی hovi, hoviin liittyvä, ritarillinen
نروژی høvisk
باسکی gorte, noblea
صربی dvorski, kraljevski
مقدونی вицарски, дворски
اسلوونیایی dvorski, plemiški
اسلواکی dvorský
بوسنیایی dvorski
کرواتی dvorski
اوکراینی дворянський, куртуазний, придворний
بلغاری дворцов, рицарски
بلاروسی дворцовы, рыцарскі
اندونزیایی istana
ویتنامی cung đình
ازبکی saroyga oid, saroyiy
هندی दरबारी
چینی 宫廷的
تایلندی ราชสำนัก
کره‌ای 궁정의
آذربایجانی saray, sarayli
گرجی სამეფო, სამეფო კარის
بنگالی দরবারি, শাহী
آلبانیایی mbretëror, oborrtar
مراتی दरबारी
نپالی दरबारी, दरबारीय
تلگو దర్బారుకు సంబంధించిన, రాజస్వామ్యమైన
لتونیایی galants, galmīgs
تامیلی அரண்மனைச் சார்ந்த, சாம்ராஜ்யமான
استونیایی kuninglik, õukondlik
ارمنی արքունական, թագավորական
کردی sarayî, saroyî
عبریחצרוני
عربیفخيم، فروسي، ملكي
فارسیباری، شوالیه‌ای
اردودربار، شاہی

höfisch in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های höfisch

  • dem Hof eines Fürsten angemessen, zugehörig
  • [Kultur] der Kultur der Ritter des hohen Mittelalters zugehörig

معانی  مترادف‌ها 

فرهنگ‌ها

همه فرهنگ‌های لغت ترجمه


اول آلمانی
اولین ترجمه
آلمانی - انگلیسی
آلمانی - روسی
آلمانی - اسپانیایی
آلمانی - فرانسوی
آلمانی - ترکی
آلمانی - پرتغالی
آلمانی - ایتالیایی
آلمانی - رومانی
آلمانی - مجاری
آلمانی - لهستانی
آلمانی - یونانی
آلمانی - هلندی
آلمانی - چکی
آلمانی - سوئدی
آلمانی - دانمارکی
آلمانی - ژاپنی
آلمانی - کاتالان
آلمانی - فنلاندی
آلمانی - عبری
آلمانی - نروژی
آلمانی - باسکی
آلمانی - صربی
آلمانی - مقدونی
آلمانی - اسلوونیایی
آلمانی - اسلواکی
آلمانی - بوسنیایی
آلمانی - کرواتی
آلمانی - اوکراینی
آلمانی - بلغاری
آلمانی - بلاروسی
آلمانی - عربی
آلمانی - فارسی
آلمانی - اردو
آلمانی - اندونزیایی
آلمانی - ویتنامی
آلمانی - ازبکی
آلمانی - هندی
آلمانی - چینی
آلمانی - تایلندی
آلمانی - کره‌ای
آلمانی - آذربایجانی
آلمانی - گرجی
آلمانی - بنگالی
آلمانی - آلبانیایی
آلمانی - مراتی
آلمانی - نپالی
آلمانی - تلگو
آلمانی - لتونیایی
آلمانی - تامیلی
آلمانی - استونیایی
آلمانی - ارمنی
آلمانی - کردی

صورت‌های صرف و مقایسه‌ای höfisch

خلاصه‌ای از همه حالت‌های صرف و مقایسه صفت höfisch در تمام جنس‌ها و حالت‌ها


صرف و مقایسه höfisch به صورت جدول‌های صرف و مقایسه آنلاین با تمام اشکال قوی، ضعیف و مختلط ارائه می‌شود. این جداول به‌صورت واضح برای مفرد و جمع و در هر چهار حالت (نومیناتیو، گنیتیو، داتیو و آکوزاتیو) نمایش داده می‌شوند. اطلاعات بیشتر را می‌توانید در ویکی‌واژه höfisch و höfisch در دودن بیابید.

مقایسه و تفضیل صفت‌ها höfisch

مثبت höfisch
تفضیلی -
برترین -
  • مثبت: höfisch
  • تفضیلی: -
  • برترین: -

صرف قوی höfisch

مذکر مونث خنثی جمع
فاعل höfischer höfische höfisches höfische
مضاف‌الیه höfischen höfischer höfischen höfischer
داتیو höfischem höfischer höfischem höfischen
مفعولی höfischen höfische höfisches höfische
  • مذکر: höfischer, höfischen, höfischem, höfischen
  • مونث: höfische, höfischer, höfischer, höfische
  • خنثی: höfisches, höfischen, höfischem, höfisches
  • جمع: höfische, höfischer, höfischen, höfische

صرف ضعیف höfisch

  • مذکر: der höfische, des höfischen, dem höfischen, den höfischen
  • مونث: die höfische, der höfischen, der höfischen, die höfische
  • خنثی: das höfische, des höfischen, dem höfischen, das höfische
  • جمع: die höfischen, der höfischen, den höfischen, die höfischen

صرف مختلط höfisch

  • مذکر: ein höfischer, eines höfischen, einem höfischen, einen höfischen
  • مونث: eine höfische, einer höfischen, einer höfischen, eine höfische
  • خنثی: ein höfisches, eines höfischen, einem höfischen, ein höfisches
  • جمع: keine höfischen, keiner höfischen, keinen höfischen, keine höfischen

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 428387, 428387

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 323725, 243913, 469028