صرف و مقایسه صفت آلمانی fuchsig

صفت «fuchsig» قابل درجه‌بندی است.صورت‌های «fuchsig» «fuchsig,fuchsiger,am fuchsigsten» هستند. پسوندهای درجهٔ تفضیلی و عالی er/sten هستند.«fuchsig» قابل صرف است. بر اساس جنس، حالت و شمار صورت‌های گوناگونی می‌گیرد.صفت fuchsig هم به‌صورت وابسته پیش از اسم و هم به‌صورت گزاره‌ای همراه با فعل به‌کار می‌رود.در اینجا نه تنها می‌توانید fuchsig را صرف و مقایسه کنید، بلکه تمام صفت‌های آلمانی را نیز. نظرات ☆

مثبت
fuchsig
تفضیلی
fuchsiger
برترین
am fuchsigsten

صفت · مثبت · منظم · قابل مقایسه

fuchsig

fuchsig · fuchsiger · am fuchsigsten

انگلیسی angry, annoyed, carroty, fox-colored, foxy, ginger, irritated, mad, reddish-brown

/ˈfʊksɪç/ · /ˈfʊksɪç/ · /ˈfʊksɪɡɐ/ · /ˈfʊksɪçstən/

in der Farbe eines Fuchsfelles bestehend; ärgerlich, erbost, wütend; fuchsrot, fuchsteufelswild, rothaarig, fuchswild

» Wenn ich auf etwas nicht draufkomme, kann mich das ganz fuchsig machen. انگلیسی If I can't come up with something, it can make me quite annoyed.

وب‌سایت ما به صورت اپ.
مناسب در سفر.
★★★★★ ۴.۹

صرف قوی fuchsig بدون حرف تعریف یا ضمیر

مذکر

فاعل fuchsiger
مضاف‌الیه fuchsigen
داتیو fuchsigem
مفعولی fuchsigen

مونث

فاعل fuchsige
مضاف‌الیه fuchsiger
داتیو fuchsiger
مفعولی fuchsige

خنثی

فاعل fuchsiges
مضاف‌الیه fuchsigen
داتیو fuchsigem
مفعولی fuchsiges

جمع

فاعل fuchsige
مضاف‌الیه fuchsiger
داتیو fuchsigen
مفعولی fuchsige

PDF

صرف ضعیف

صرف ضعیف صفت fuchsig با حرف تعریف معین 'der' یا با ضمایری مانند 'dieser' و 'jener'


مذکر

فاعل derfuchsige
مضاف‌الیه desfuchsigen
داتیو demfuchsigen
مفعولی denfuchsigen

مونث

فاعل diefuchsige
مضاف‌الیه derfuchsigen
داتیو derfuchsigen
مفعولی diefuchsige

خنثی

فاعل dasfuchsige
مضاف‌الیه desfuchsigen
داتیو demfuchsigen
مفعولی dasfuchsige

جمع

فاعل diefuchsigen
مضاف‌الیه derfuchsigen
داتیو denfuchsigen
مفعولی diefuchsigen
وب‌سایت ما به صورت اپ.
مناسب در سفر.
★★★★★ ۴.۹

صرف مختلط

صرف مختلط صفت fuchsig با حرف تعریف نامعین 'ein' یا با ضمایری مانند 'kein' و 'mein'


مذکر

فاعل einfuchsiger
مضاف‌الیه einesfuchsigen
داتیو einemfuchsigen
مفعولی einenfuchsigen

مونث

فاعل einefuchsige
مضاف‌الیه einerfuchsigen
داتیو einerfuchsigen
مفعولی einefuchsige

خنثی

فاعل einfuchsiges
مضاف‌الیه einesfuchsigen
داتیو einemfuchsigen
مفعولی einfuchsiges

جمع

فاعل keinefuchsigen
مضاف‌الیه keinerfuchsigen
داتیو keinenfuchsigen
مفعولی keinefuchsigen

کاربرد گزاره‌ای

استفاده از fuchsig به عنوان گزاره


مفرد

مذ.eristfuchsig
مونثsieistfuchsig
خنثیesistfuchsig

جمع

siesindfuchsig

مثال‌ها

جملات نمونه برای fuchsig


  • Wenn ich auf etwas nicht draufkomme, kann mich das ganz fuchsig machen. 
    انگلیسی If I can't come up with something, it can make me quite annoyed.

مثال‌ها
وب‌سایت ما به صورت اپ.
مناسب در سفر.
★★★★★ ۴.۹

ترجمه‌ها

ترجمه‌های fuchsig آلمانی


آلمانی fuchsig
انگلیسی angry, annoyed, carroty, fox-colored, foxy, ginger, irritated, mad
روسی рыжий, гневный, раздражающий, разъярённый, сердитый
اسپانیایی bermejo, color zorro, enojado, furioso, hecho una furia, irritante
فرانسوی roux, fauve, furibond, furieux, fâcheux, irritant, rousse, énervant
ترکی kızgın, kızıl, sinirli, öfkeli
پرتغالی cor de raposa, furioso, irado, irritante
ایتالیایی arrabbiato, rossiccio, color foca, furioso, infuriato, irritante, rossigno
رومانی culoare de blană de vulpe, enervant, furios, supărat
مجاری bosszús, dühös, rókás
لهستانی rozgniewany, rudy, liszy, wkurzony, złośliwy, zły
یونانی αλεπού, εκνευρισμένος, θυμωμένος
هلندی boos, kwaad, roestbruin, verontwaardigd
چکی liščí, naštvaný, rozčilený, zlobivý
سوئدی arg, förbannad, rävröd, upprörd
دانمارکی forargende, irriterende, rævfarvet, vrede
ژاپنی 怒っている, 憤慨した, 狐の毛色の, 腹立たしい
کاتالان color de pells de guineu, enfadat, irritat
فنلاندی raivoisa, ruskea, vihainen, ärsyttävä
نروژی forbannet, irritert, rasende, rødbrun
باسکی haserre, haserre egon, haserrekoa, hontzaren kolorea
صربی besan, lisica, ljut, nervozan
مقدونی лисица, луто, разочаран
اسلوونیایی besen, jezen, razburjen, rjav
اسلواکی líščí, naštvaný, rozčúlený, zlostný
بوسنیایی lisica, ljut, nervozan, ogorčen
کرواتی lisica, ljutit, ogorčen
اوکراینی гнівний, дратівливий, лисиця, сердитий
بلغاری лисица, раздразнен, ядосан
بلاروسی злаваны, злосны, раздражняючы, руды
اندونزیایی cokelat kemerahan, kesal, marah
ویتنامی bực mình, nâu đỏ, tức giận, đỏ hung
ازبکی g'azabli, qizg'ish jigarrang
هندی तांबई, लाल-भूरा
چینی 愤怒的, 棕红色, 生气的, 赤褐色
تایلندی สีน้ำตาลแดง, หงุดหงิด, โกรธ
کره‌ای 적갈색, 짜증난, 화난
آذربایجانی qırmızımtıl-qəhvəyi, qəzəbli, tülkü rəngli
گرجی ბრაზიანი, მელიისფერი
بنگالی ক্রুদ্ধ, তামাটে, রাগান্বিত, লালচে বাদামি
آلبانیایی kafe e kuqërremtë, ngjyrë dhelpre, zemëruar
مراتی चिडलेला, तांबूस, तांबूस तपकिरी, रागी
نپالی गुस्सिएको, ताम्रवर्ण, रातो-खैरो, रुष्ट
تلگو ఎర్రగోధుమ, కోపిత, తామ్రవర్ణ
لتونیایی dusmīgs, ruds, rūsgans
تامیلی கோபித்த, செம்பழுப்பு
استونیایی punakaspruun, rebasekarva, vihane
ارمنی աղվեսագույն, բարկացած, զայրացած
کردی kizgin, rengê rovî
عبریזועם، חום، כועס، מעצבן
عربیبني، غاضب، مستاء، مغتاظ
فارسیخشمگین، رنگین، عصبانی
اردوغصے میں، لومڑی کا رنگ، ناراض، کڑوا

fuchsig in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های fuchsig

  • in der Farbe eines Fuchsfelles bestehend, fuchsrot, rothaarig
  • ärgerlich, erbost, wütend, fuchsteufelswild, fuchswild

معانی  مترادف‌ها 

فرهنگ‌ها

همه فرهنگ‌های لغت ترجمه


اول آلمانی
اولین ترجمه
آلمانی - انگلیسی
آلمانی - روسی
آلمانی - اسپانیایی
آلمانی - فرانسوی
آلمانی - ترکی
آلمانی - پرتغالی
آلمانی - ایتالیایی
آلمانی - رومانی
آلمانی - مجاری
آلمانی - لهستانی
آلمانی - یونانی
آلمانی - هلندی
آلمانی - چکی
آلمانی - سوئدی
آلمانی - دانمارکی
آلمانی - ژاپنی
آلمانی - کاتالان
آلمانی - فنلاندی
آلمانی - عبری
آلمانی - نروژی
آلمانی - باسکی
آلمانی - صربی
آلمانی - مقدونی
آلمانی - اسلوونیایی
آلمانی - اسلواکی
آلمانی - بوسنیایی
آلمانی - کرواتی
آلمانی - اوکراینی
آلمانی - بلغاری
آلمانی - بلاروسی
آلمانی - عربی
آلمانی - فارسی
آلمانی - اردو
آلمانی - اندونزیایی
آلمانی - ویتنامی
آلمانی - ازبکی
آلمانی - هندی
آلمانی - چینی
آلمانی - تایلندی
آلمانی - کره‌ای
آلمانی - آذربایجانی
آلمانی - گرجی
آلمانی - بنگالی
آلمانی - آلبانیایی
آلمانی - مراتی
آلمانی - نپالی
آلمانی - تلگو
آلمانی - لتونیایی
آلمانی - تامیلی
آلمانی - استونیایی
آلمانی - ارمنی
آلمانی - کردی

پرسش‌های متداول دربارهٔ صفت «fuchsig»

«fuchsig» یک صفت است که می‌توان آن را صرف و مقایسه کرد. وجود و نوع صورت‌ها بنا به خودِ صفت و نیز جنس، حالت و شمار متفاوت است. همهٔ صورت‌ها در این صفحه به‌طور روشن ارائه شده‌اند.

آیا „fuchsig“ قابل درجه‌بندی است؟

صفت «fuchsig» قابل درجه‌بندی است.

درجه‌های مقایسهٔ «fuchsig» چگونه ساخته می‌شوند؟

صورت‌های «fuchsig» «fuchsig,fuchsiger,am fuchsigsten» هستند. پسوندهای درجهٔ تفضیلی و عالی er/sten هستند.

«fuchsig» چگونه استفاده می‌شود؟

صفت fuchsig هم به‌صورت وابسته پیش از اسم و هم به‌صورت گزاره‌ای همراه با فعل به‌کار می‌رود.

آیا «fuchsig» صرف می‌شود؟

«fuchsig» قابل صرف است. بر اساس جنس، حالت و شمار صورت‌های گوناگونی می‌گیرد.

درجهٔ مثبت (صورت پایه) «fuchsig» چیست؟

درجهٔ مثبتِ «fuchsig» «fuchsig» است.

صورت تفضیلیِ «fuchsig» چیست؟

صیغهٔ تفضیلیِ „fuchsig“ «fuchsiger» است.

حالت عالیِ «fuchsig» چیست؟

صورت عالیِ «fuchsig» «am fuchsigsten» است.

صرفِ قویِ „fuchsig“ چگونه است؟

صرفِ قویِ «fuchsig» چنین است:
مذکر: fuchsiger, fuchsigen, fuchsigem, fuchsigen
مونث: fuchsige, fuchsiger, fuchsiger, fuchsige
خنثی: fuchsiges, fuchsigen, fuchsigem, fuchsiges
جمع: fuchsige, fuchsiger, fuchsigen, fuchsige

صرفِ ضعیفِ «fuchsig» چیست؟

صرفِ ضعیفِ «fuchsig» چنین است:
مذکر: der fuchsige, des fuchsigen, dem fuchsigen, den fuchsigen
مونث: die fuchsige, der fuchsigen, der fuchsigen, die fuchsige
خنثی: das fuchsige, des fuchsigen, dem fuchsigen, das fuchsige
جمع: die fuchsigen, der fuchsigen, den fuchsigen, die fuchsigen

صرفِ مختلطِ «fuchsig» چیست؟

صرفِ مختلطِ «fuchsig» به این صورت است:
مذکر: ein fuchsiger, eines fuchsigen, einem fuchsigen, einen fuchsigen
مونث: eine fuchsige, einer fuchsigen, einer fuchsigen, eine fuchsige
خنثی: ein fuchsiges, eines fuchsigen, einem fuchsigen, ein fuchsiges
جمع: keine fuchsigen, keiner fuchsigen, keinen fuchsigen, keine fuchsigen

صرف و مقایسه fuchsig به صورت جدول‌های صرف و مقایسه آنلاین با تمام اشکال قوی، ضعیف و مختلط ارائه می‌شود. این جداول به‌صورت واضح برای مفرد و جمع و در هر چهار حالت (نومیناتیو، گنیتیو، داتیو و آکوزاتیو) نمایش داده می‌شوند. اطلاعات بیشتر را می‌توانید در ویکی‌واژه fuchsig و fuchsig در دودن بیابید.

نظرات



ورود

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 279412

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 714337, 714337

وب‌سایت ما به صورت اپ.
مناسب در سفر.
★★★★★ ۴.۹