وجه وصفی فعل آلمانی verknusen
شکلهای وجه وصفی verknusen (تحمل کردن, مدیریت کردن) عبارتند از: verknusend، verknust
.
برای وجه وصفی اول، پسوند -end
به پایه knus
(ریشه فعل) اضافه میشود.
برای ساختن وجه وصفی دوم، پسوند منظم -t
به پایه knus
افزوده میشود.
از آنجا که فعل بخشهای ابتدایی (پیشوندها) یا هجاهای بیتکیه در ریشه دارد، قسمت دوم وجه وصفی بدون ge-
ساخته میشود.
ساخت این صورتها مطابق با قواعد دستوری برای صرف افعال در وجه وصفی است.
نظرات
☆
منظم · haben · جدانشدنی
جدول افعال قواعد صرف
- ساخت زمان حال از verknusen
- ساخت گذشته ناقص از verknusen
- ساخت امری از verknusen
- ساخت وجه التمنی I (Konjunktiv I) از verknusen
- ساخت وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) از verknusen
- ساخت مصدر از verknusen
- ساخت وجه وصفی از verknusen
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
قوانین بیشتر برای صرف فعل verknusen
- چگونه verknusen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه verknusen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه verknusen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه verknusen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه verknusen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه verknusen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه verknusen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
ترجمهها
ترجمههای verknusen آلمانی
-
verknusen
cope, process, tolerate
выносить, переносить, справляться
sobreponerse, soportar
endurer, faire face, ne pas supporter, supporter
katlanmak, üstesinden gelmek
lidar, suportar
affrontare, sopportare
face față, suport
elviselni, feldolgozni
przetrwać, radzić sobie, znosić
αντέχω, διαχειρίζομαι
verdragen, verwerken
snášet, zvládnout
bearbeta, hantera, uthärda
tåle, bearbejde, døje, fordrage, håndtere
克服する, 処理する, 耐える
gestionar, suportar
kestää, käsitellä, sietää
bearbeide, takle
jasotzea, onartzea
izdržati, podnositi, snositi
издржување, помирување
obvladovati, prenašati
spracovať, zniesť, zvládnuť
izdržati, podnijeti
izdržati, podnijeti, snositi
переживати, переносити
поносима, преживявам
выносіць, спраўляцца
mencerna, tahan
chấp nhận, chịu đựng
chidamoq, hazm qilmoq
बर्दाश्त करना, हज़म करना
忍受, 消化
ทน, ทำใจ
견디다, 소화하다
dözmək, həzm etmək
გადატანა, თმენა
সহ্য করা, হাজম করা
duroj, përballoj
पचवणे, सहन करणे
पचाउनु, सहन गर्नु
జీర్ణించుకోవడం, సహించడం
paciest, pārdzīvot
சமாளிக்க, பொறுத்துக்கொள்ள
seedima, taluma
հանդուրժել, մարսել
qebûl kirin, tahamûl kirin
לסבול، לעבד
التعامل مع، تحمل
تحمل کردن، مدیریت کردن
برداشت کرنا، سنبھالنا
verknusen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
صورتهای فعلی در وجه وصفی از verknusen
فعل verknusen به طور کامل در همه اشخاص و شمارها در وجه وصفی زمان حال گذشته کامل صرف شده است
وجه وصفی زمان حال گذشته کاملجزء گفتار
- ich verknuse (شخص اولمفرد)
- du verknust (شخص دوممفرد)
- er verknust (شخص سوممفرد)
- wir verknusen (شخص اولجمع)
- ihr verknust (شخص دومجمع)
- sie verknusen (شخص سومجمع)