مصدر فعل آلمانی durchreiben 〈مجهول حالتی〉 〈جمله وابسته〉
صرف durchreiben در مصدر زمان حال گذشته کامل شکل پایه مجهول حالتی: durchgerieben sein, durchgerieben zu sein.ساخت این صورتها مطابق با برخی قواعد دستوری است. همچنین الزامات صرف صورتهای ساده فعل durchreiben در مصدر رعایت میشود. نظرات ☆
نامنظم · haben · قابل جداسازی
جدول افعال قواعد صرف
- ساخت زمان حال از durchreiben
- ساخت گذشته ناقص از durchreiben
- ساخت امری از durchreiben
- ساخت وجه التمنی I (Konjunktiv I) از durchreiben
- ساخت وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) از durchreiben
- ساخت مصدر از durchreiben
- ساخت وجه وصفی از durchreiben
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
قوانین بیشتر برای صرف فعل durchreiben
- چگونه durchreiben را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه durchreiben را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه durchreiben را در امری صرف میکنید؟
- چگونه durchreiben را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه durchreiben را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه durchreiben را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه durchreiben را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
ترجمهها
ترجمههای durchreiben آلمانی
-
durchreiben
wear through, abrade, damage, wear down
протереть, протирать, перетереть, перетереться, перетирать, перетираться, продираться, износить
dañar, desgastar
user, usure
aşındırmak, yıpratmak
danificar, desgastar
consumare, grattugiare, rendere liso, rovinar, usurare
deteriora, uzura
elkopik, koptat
otarcie, zużycie
καταστρέφω, φθείρω
afslijten, beschadigen
opotřebovat, poškodit
skada, slita
gnide
摩耗する, 擦り減らす
danyar, desgastar
hankauttaa, kuluttaa
skade, slite
azalera kentzea, marratzea
istrugati, oštetiti
избришам, износувам
obrabiti, zabrusiti
opotrebovať, otrhnúť
abrabati, oštetiti
abraditi, oštetiti
зношувати, пошкоджувати
износване, изтъркване
зношваць, пашкоджваць
mengauskan, mengikis
cọ mòn, mài mòn
eskirtmoq, yeydirmoq
घिस जाना, घिस देना
磨损, 磨穿
ถูจนสึก, สึกกร่อน
닳게 하다, 마모시키다
aşındırmaq
გაცვითვა
ঘষে ক্ষয় করা, ঘষে নষ্ট করা
fërkoj, gërryej
घासून झिजवणे, झिजवणे
घिसाउनु
ఘర్షణతో మాసేయు
noberzt, nodeldēt
உரசி சேதப்படுத்து
kulutama, läbi hõõruma
մաշել
sûrtin, xirandin
לגרד، לשפשף
تآكل، تلف
ساییدن، خراشیدن
خراش دینا، رگڑنا
durchreiben in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
صورتهای فعلی در مصدر از durchreiben
فعل durchreiben به طور کامل در همه اشخاص و شمارها در مصدر زمان حال گذشته کامل صرف شده است
مصدر زمان حال گذشته کاملشکل پایه
- ... ich durchgerieben gewesen sein würde (شخص اولمفرد)
- ... du durchgerieben gewesen sein würdest (شخص دوممفرد)
- ... er durchgerieben gewesen sein würde (شخص سوممفرد)
- ... wir durchgerieben gewesen sein würden (شخص اولجمع)
- ... ihr durchgerieben gewesen sein würdet (شخص دومجمع)
- ... sie durchgerieben gewesen sein würden (شخص سومجمع)