جملاتی با فعل zutrinken

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل zutrinken. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی zutrinken به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل zutrinken در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل zutrinken


  • Ab und zu trinke ich auch Doppelbock. 
    انگلیسی From time to time, I also drink Doppelbock.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل zutrinken

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل zutrinken

ترجمه‌ها

ترجمه‌های zutrinken آلمانی


آلمانی zutrinken
انگلیسی drink to, drink (to), raise one's glass, raise one's glass (to), toast
روسی выпивать, выпить, пить, поднять бокал, произнести тост, произносить тост, тост
اسپانیایی brindar, brindar por
فرانسوی porter un toast, saluer qn, trinquer ensemble, trinquer à
ترکی kadeh kaldırmak, şerefe
پرتغالی brindar
ایتالیایی brindare
رومانی toast
مجاری koccintás
لهستانی wznosić toast
یونانی ευχή
هلندی proosten
چکی připít
سوئدی skåla
دانمارکی skåle
ژاپنی 乾杯
کاتالان brindar
فنلاندی malja
نروژی skåle
باسکی ospegi, toki
صربی nazdraviti
مقدونی подигнување на чаша
اسلوونیایی nazdraviti
اسلواکی na zdravie, pozdravovať
بوسنیایی nazdraviti
کرواتی nazdraviti
اوکراینی піднімати келих
بلغاری вдигам тост
بلاروسی падняць шклянку
اندونزیایی bersulang
ویتنامی nâng ly chúc mừng
ازبکی tilak bildirish
چینی 敬酒
تایلندی ยกแก้วอวยพร
کره‌ای 건배하다
آذربایجانی toast etmək
گرجی ტოსტს გაკეთება
بنگالی toast দেওয়া
آلبانیایی toastoj
نپالی टोस्ट दिने
لتونیایی ceļ glāzi
استونیایی klaasi tõsta
ارمنی թոստ անել
کردی tost kirin
عبریלהרים כוס
عربیرفع الكأس
فارسینوشیدن
اردونوش

zutrinken in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های zutrinken

  • sein Glas erheben und damit dieser Person Ehrung erweisen oder ihr Gutes wünschen, zuprosten

zutrinken in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 893173

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 426430