جملاتی با فعل voranmachen 〈مجهول حالتی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل voranmachen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی voranmachen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل voranmachen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
Ich muss
voranmachen
.
I have to get moving.
-
Ich muss jetzt wirklich
voranmachen
.
I really have to get going.
-
Wir müssen
voranmachen
, wenn wir heute noch fertig werden wollen.
We've got to get a shift on if we want to finish today.
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه voranmachen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه voranmachen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه voranmachen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه voranmachen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه voranmachen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه voranmachen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه voranmachen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل voranmachen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل voranmachen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل voranmachen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای voranmachen آلمانی
-
voranmachen
get a move on, hurry, move quickly
двигаться быстро, ускоряться
avanzar, moverse rápido
avancer, se dépêcher
ilerlemek, hızla ilerlemek
apressar-se, mover-se rapidamente
muoversi, spicciarsi, affrettarsi, muoversi rapidamente
se grăbi, se mișca repede
haladni, sietni
posuwać się, przemieszczać się
προχωρώ, κινούμαι γρήγορα
aanpoten, sneller bewegen, vooruitgaan
pospíšit si, spěchat
röra sig snabbt, skynda
fremadskridte, fremskynde
急ぐ, 速く進む
moure's ràpidament
edetä, kiirehtiä
bevege seg raskt
azkar mugitzea
kretati se brzo, napredovati
брзо движење
hitro napredovati, napredovati
ponáhľať sa, rýchlo sa pohybovať
kretati se brzo, napredovati
kretati se brzo, napredovati
швидко рухатися
движа се бързо, напредвам
рухацца хутка
bergegas
vội, vội vã
shoshilmoq, shoshmoq
जल्दी करना, जल्दी चलना
赶快, 赶紧
รีบ
서두르다
tələsmək
იჩქარება
তাড়াহুড়ো করা
ngutem
घाई करणे
हतार गर्नु
త్వరపడు
pasteigties, steigties
அவசரப்படு
kiirustama, ruttama
շտապել
lez kirin
להתנייד מהר
التحرك بسرعة
سرعت گرفتن، پیش رفتن
تیزی سے حرکت کرنا
voranmachen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای voranmachen- sich schnell bewegen
- sich beeilen, fix machen, (sich) ranhalten, (sich) beeilen, (die) Hufe schwingen, schnell machen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل