جملاتی با فعل umherkurven 〈مجهول حالتی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل umherkurven. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی umherkurven به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل umherkurven در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
Tommy hat keine Zeit mehr für sowas, der muss jetzt mit seinem Oldtimer
umherkurven
und die Mädchen beeindrucken.
Tommy has no more time for that, he now has to drive around in his classic car and impress the girls.
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه umherkurven را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه umherkurven را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه umherkurven را در امری صرف میکنید؟
- چگونه umherkurven را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه umherkurven را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه umherkurven را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه umherkurven را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل umherkurven
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل umherkurven
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل umherkurven
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای umherkurven آلمانی
-
umherkurven
cruise, drive around
блуждать, кататься
dar vueltas, pasear
circuler, rouler
dolaşmak, gezmek
dirigir sem destino, passear
girare, vagabondare
se plimba
kóborolni
krążyć, jeździć bez celu
περιπλανώμαι
rondrijden, ronddolen
kroužit, bloudit
åka omkring
køre rundt
うろうろする, ぶらぶらする
circular, passejar
ajella ympäriinsä
kjøre rundt
ibilaldi
lutat
кружам
kroženje
blúdiť, krúžiť
besposleno voziti
krstariti, lunjati
блукати, крутитися
блуждаене, разходка
блукаць, круціцца
keliling tanpa tujuan
lái xe vòng vòng vô mục đích
maqsadsiz atrofda haydash
गाड़ी से इधर-उधर घूमना
在周围无目的地驾车
ขับรถไปเรื่อยๆ ไม่มีจุดหมาย
차를 이리저리 몰다
məqsədsiz sürüşmək
მანქანით უმიზნოდ ბრუნვა
গাড়ি করে উদ্দেশ্যহীনভাবে ঘুরে বেড়ানো
qarkullojë pa qëllim me makinën
गाडीने इकडे-तिकडे फिरणे
कार चलाउँदै उद्देश्यरहित रूपमा घुम्ने
నిర్దేశం లేకుండా కారు తిరగడం
apbraukt apkārt bez mērķa
நோக்கமில்லாமல் காரை சுற்றி செல்லுதல்
sihtideta ringis sõitma
անիմաստ մեքենայով շրջել
bi armancê bêarmancî di nav herêmê de gerîn
לנסוע סחור סחור
التجول
گشت زنی
چکر لگانا، گھومنا
umherkurven in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای umherkurven- mit einem Motorfahrzeug, meist einem Auto, ziellos in der Gegend herumfahren, herumfahren, herumkurven
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل