جملاتی با فعل notwassern (hat) ⟨مجهول حالتی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل notwassern. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی notwassern (hat) به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل notwassern در دسترس هستند.

haben
notgewassert sein
sein
notgewassert sein

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل notwassern (hat)

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل notwassern (hat)

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول حالتی برای فعل notwassern (hat)

ترجمه‌ها

ترجمه‌های notwassern (hat) آلمانی


آلمانی notwassern (hat)
انگلیسی ditch, emergency landing
روسی аварийная посадка
اسپانیایی aterrizaje de emergencia
فرانسوی atterrissage d'urgence
ترکی acil su ile iniş
پرتغالی amarar, emergência, pousar na água, água de emergência
ایتالیایی atterraggio d'emergenza
رومانی aterizare de urgență
مجاری vészvíz
لهستانی awaryjne lądowanie
یونانی έκτακτη προσγείωση
هلندی noodlanding
چکی nouzové přistání
سوئدی nödläggning
دانمارکی nødlandingsvand
ژاپنی 緊急着水
کاتالان emergència aquàtica
فنلاندی hätälasku
نروژی nødlanding
باسکی lurreratze ur larrialdian
صربی hitna voda
مقدونی принудно слетување
اسلوونیایی nujno pristati
اسلواکی núdzové pristátie
بوسنیایی nužna voda
کرواتی hitna voda
اوکراینی аварійна посадка
بلغاری аварийно кацане
بلاروسی аварыйная пасадка
اندونزیایی mendarat darurat di air
ویتنامی hạ cánh khẩn cấp xuống nước
ازبکی favqulodda suvga qo‘nmoq
هندی आपातकालीन जल-अवतरण करना
چینی 紧急水上迫降, 紧急迫降水面
تایلندی ลงจอดฉุกเฉินบนผิวน้ำ
کره‌ای 비상 착수하다
آذربایجانی təcili suya enmək
گرجی ავარიულად წყალზე დაშვება
بنگالی জলে জরুরি অবতরণ করা
آلبانیایی bëj ulje emergjente në ujë, bëj ulje të detyruar në ujë
مراتی आपत्कालीन जल-अवतरण करणे
نپالی आपतकालीन रूपमा पानीमा अवतरण गर्नु
تلگو నీటిమీద అత్యవసర అవతరణ చేయు
لتونیایی piespiedu kārtā nosēsties uz ūdens
تامیلی நீரில் அவசர தரையிறக்கம் செய்ய
استونیایی hädamaanduma vette
ارمنی վթարային ջրային վայրէջք կատարել
کردی bi acilî li avê daketin
عبریנחיתה חירומית
عربیهبوط اضطراري
فارسیفرود اضطراری
اردوہنگامی پانی

notwassern (hat) in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های notwassern (hat)

  • eine Notwasserung durchführen, also mit einem Luftfahrzeug auf dem Wasser niedergehen
  • vermittels einer Notwasserung landen
  • im Wasser notlanden

notwassern (hat) in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 272985, 272985

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: notwassern