جملاتی با فعل verbimsen 〈مجهول حالتی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل verbimsen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی verbimsen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل verbimsen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه verbimsen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه verbimsen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه verbimsen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه verbimsen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه verbimsen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه verbimsen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه verbimsen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل verbimsen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل verbimsen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل verbimsen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای verbimsen آلمانی
-
verbimsen
beat up, waste money
побить, потратить деньги зря
desperdiciar, golpear
dérouiller, battre, gaspiller
dövmek, para israfı
desperdiçar dinheiro, espancar
picchiare, sprecare soldi
bătaie, risipă
pénzt pazarolni, verebelni
bić, marnować pieniądze
σπατάλη, χτυπώ
aframmelen, verkloppen, verkwisten
plýtvat, zmlátit
slå, slösa
banke, spilde penge
殴る, 浪費する
despilfarrar, maltractar
lyödä, rahan tuhlaaminen
banke, sløse
dirua xahutu, irain
prebijati, rasipati novac
расфрлање пари, свирепо тепање
pretepati, zapraviti
plytvať, zbiť
premlatiti, rasipati
premlatiti, rasipati
марнувати гроші, побити
брутално бия, пилея пари
біць, расцягваць грошы
menghajar, menghamburkan uang
phung phí, đánh đập
do‘pposlamoq, pulni sovurmoq
उड़ाना, पीटना
挥霍, 暴打
กระทืบ, สุรุ่ยสุร่าย
두들겨 패다, 탕진하다
döymək, israf etmək
ფლანგვა, ცემა
টাকা উড়ানো, পেটানো
rrah, shkapërderdh
उधळणे, मारहाण करणे
उडाउनु, कुटपिट गर्नु
చితకబాదు, వృథా చేయు
izšķērdēt, piekaut
அடித்து ஒடுக்க, வீணடிக்க
laristama, läbi peksma
ծեծել, վատնել
leqandin, pere winda kirin
לבזבז، להכות
إسراف، ضرب
ضرب و شتم، هدر دادن پول
مارنا، پیسہ برباد کرنا
verbimsen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای verbimsenقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل