جملاتی با فعل über-fahren (ist) ⟨مجهول حالتی⟩ ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل überfahren. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی über-fahren (ist) به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل überfahren در دسترس هستند.

haben, غیرقابل تفکیک
überfahren sein
haben, قابل تفکیک
über·gefahren sein
sein, قابل تفکیک
über·gefahren sein

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل über-fahren (ist)

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل über-fahren (ist)

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول حالتی برای فعل über-fahren (ist)

ترجمه‌ها

ترجمه‌های über-fahren (ist) آلمانی


آلمانی über-fahren (ist)
انگلیسی cross, ferry, pass over
روسی давить, задавить, переправлять
اسپانیایی cruzar, atravesar
فرانسوی traverser
ترکی aşmak, geçmek
پرتغالی atravessar
ایتالیایی attraversare
رومانی traversa
مجاری átkelni
لهستانی potrącać, potrącić, przeprawić
یونانی διασχίζω
هلندی overvaren
چکی přejet, převoz
سوئدی överse
دانمارکی overfart
ژاپنی 渡る
کاتالان navegar
فنلاندی ylittää
نروژی ferje
باسکی itzuli
صربی ploviti, preći
مقدونی превезување
اسلوونیایی prevoziti
اسلواکی preplaviť
بوسنیایی preći
کرواتی prevesti
اوکراینی переправляти
بلغاری преминавам, пресичам
بلاروسی перапраўляць
اندونزیایی menyeberang dengan perahu, menyeberang naik feri
ویتنامی đi phà, đi đò
ازبکی paromda o‘tmoq, qayiqda o‘tmoq
هندی नाव से पार करना
چینی 渡河
تایلندی ข้ามฟาก, นั่งเรือข้ามฟาก
کره‌ای 배로 건너가다
آذربایجانی bərə ilə keçmək, qayıqla keçmək
گرجی ნავით გადასვლა
بنگالی নৌকায় পার হওয়া, ফেরিতে পার হওয়া
آلبانیایی kaloj me traget, kaloj me varkë
مراتی नावेतून पार करणे
نپالی डुंगामा पार गर्नु
تلگو పడవలో దాటడం
لتونیایی pārlaivot
تامیلی படகில் கடக்குதல்
استونیایی paadiga üle minna
ارمنی նավով անցնել
کردی bi keştî derbas bûn
عبریמעבורת
عربیعبور
فارسیعبور کردن
اردوپار کرنا

über-fahren (ist) in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های über-fahren (ist)

  • mit einem Fahrzeug über jemanden rollen, überrollen
  • etwas fahrend passieren, passieren
  • mit einem Wasserfahrzeug von einem Ufer zum anderen fahren, übersetzen
  • [Fachsprache] darüberfahren, überrumpeln, überrollen, überraschen, über jemanden fahren

über-fahren (ist) in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 104175, 104175, 104175

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: überfahren