جملاتی با فعل über-fahren (ist) 〈مجهول حالتی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل überfahren. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی über-fahren (ist) به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل überfahren در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه überfahren را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه überfahren را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه überfahren را در امری صرف میکنید؟
- چگونه überfahren را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه überfahren را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه überfahren را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه überfahren را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل über-fahren (ist)
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل über-fahren (ist)
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل über-fahren (ist)
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای über-fahren (ist) آلمانی
-
über-fahren (ist)
cross, ferry, pass over
давить, задавить, переправлять
cruzar, atravesar
traverser
aşmak, geçmek
atravessar
attraversare
traversa
átkelni
potrącać, potrącić, przeprawić
διασχίζω
overvaren
přejet, převoz
överse
overfart
渡る
navegar
ylittää
ferje
itzuli
ploviti, preći
превезување
prevoziti
preplaviť
preći
prevesti
переправляти
преминавам, пресичам
перапраўляць
menyeberang dengan perahu, menyeberang naik feri
đi phà, đi đò
paromda o‘tmoq, qayiqda o‘tmoq
नाव से पार करना
渡河
ข้ามฟาก, นั่งเรือข้ามฟาก
배로 건너가다
bərə ilə keçmək, qayıqla keçmək
ნავით გადასვლა
নৌকায় পার হওয়া, ফেরিতে পার হওয়া
kaloj me traget, kaloj me varkë
नावेतून पार करणे
डुंगामा पार गर्नु
పడవలో దాటడం
pārlaivot
படகில் கடக்குதல்
paadiga üle minna
նավով անցնել
bi keştî derbas bûn
מעבורת
عبور
عبور کردن
پار کرنا
über-fahren (ist) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای über-fahren (ist)- mit einem Fahrzeug über jemanden rollen, überrollen
- etwas fahrend passieren, passieren
- mit einem Wasserfahrzeug von einem Ufer zum anderen fahren, übersetzen
- [Fachsprache] darüberfahren, überrumpeln, überrollen, überraschen, über jemanden fahren
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل