جملاتی با فعل rüffeln ⟨مجهول حالتی⟩ ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل rüffeln. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی rüffeln به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل rüffeln در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل rüffeln


  • Das tun die Richter auch und rüffeln im freisprechenden Urteil die Staatsanwaltschaft. 
    انگلیسی The judges do this too and reprimand the prosecution in the acquitting verdict.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل rüffeln

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول حالتی برای فعل rüffeln

ترجمه‌ها

ترجمه‌های rüffeln آلمانی


آلمانی rüffeln
انگلیسی reprimand, rebuke, scold, snub, tell off, tick off
روسی выговаривать, делать выговор, порицать
اسپانیایی reprender, amonestación, leer la cartilla, reprimenda
فرانسوی réprimander, blâmer
ترکی azarlamak, eleştirmek
پرتغالی repreender, corrigir
ایتالیایی rimproverare, richiamare
رومانی critica, mustra
مجاری kritizál, megdorgál, megfedd
لهستانی dać komuś burę, skarcić kogoś, upominać, zbesztać
یونانی επικρίνω, κατακρίνω
هلندی berispen, tadelen
چکی kárat, napomenout
سوئدی kritisera, tillrättavisa
دانمارکی irettesætte, kritisere, skælde ud
ژاپنی 叱責, 注意
کاتالان reprendre, reprimenda, retretar
فنلاندی moittia, nuhdella
نروژی kritisere, tilrettevise
باسکی kritika egin
صربی opomenuti, ukoriti
مقدونی критика, поправка
اسلوونیایی kritizirati, opomniti
اسلواکی napomenúť, pokarhať
بوسنیایی opomenuti, ukoriti
کرواتی opomenuti, ukoriti
اوکراینی викривати, попереджати
بلغاری критика, порицавам
بلاروسی крытыкаваць, папярэджваць
اندونزیایی menegur
ویتنامی mắng
ازبکی tanbeh bermoq
هندی डांटना
چینی 训斥
تایلندی ตำหนิ
کره‌ای 꾸짖다
آذربایجانی tənbeh etmək
گرجی კიცხვა
بنگالی ধমকানো
آلبانیایی qortoj
مراتی डांटणे
نپالی झिड्काउनु
تلگو తిట్టడం
لتونیایی pārmet
تامیلی தண்டிக்க
استونیایی noomima
ارمنی խիստացնել
کردی qes kirin
عبریלהוכיח، לנזוף
عربیتوبيخ
فارسیتوبیخ کردن، سرزنش کردن
اردوتنقید کرنا، سرزنش کرنا

rüffeln in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های rüffeln

  • mit einer kritischen Äußerung deutlich zurechtweisen, abkanzeln, zurechtstutzen, jemandem etwas geigen, beschimpfen, rügen

rüffeln in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 65635

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: rüffeln

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 65635