جملاتی با فعل rüffeln 〈مجهول حالتی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل rüffeln. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی rüffeln به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل rüffeln در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه rüffeln را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه rüffeln را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه rüffeln را در امری صرف میکنید؟
- چگونه rüffeln را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه rüffeln را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه rüffeln را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه rüffeln را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل rüffeln
-
Das tun die Richter auch und
rüffeln
im freisprechenden Urteil die Staatsanwaltschaft.
The judges do this too and reprimand the prosecution in the acquitting verdict.
جدول افعال
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل rüffeln
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل rüffeln
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای rüffeln آلمانی
-
rüffeln
reprimand, rebuke, scold, snub, tell off, tick off
выговаривать, делать выговор, порицать
reprender, amonestación, leer la cartilla, reprimenda
réprimander, blâmer
azarlamak, eleştirmek
repreender, corrigir
rimproverare, richiamare
critica, mustra
kritizál, megdorgál, megfedd
dać komuś burę, skarcić kogoś, upominać, zbesztać
επικρίνω, κατακρίνω
berispen, tadelen
kárat, napomenout
kritisera, tillrättavisa
irettesætte, kritisere, skælde ud
叱責, 注意
reprendre, reprimenda, retretar
moittia, nuhdella
kritisere, tilrettevise
kritika egin
opomenuti, ukoriti
критика, поправка
kritizirati, opomniti
napomenúť, pokarhať
opomenuti, ukoriti
opomenuti, ukoriti
викривати, попереджати
критика, порицавам
крытыкаваць, папярэджваць
menegur
mắng
tanbeh bermoq
डांटना
训斥
ตำหนิ
꾸짖다
tənbeh etmək
კიცხვა
ধমকানো
qortoj
डांटणे
झिड्काउनु
తిట్టడం
pārmet
தண்டிக்க
noomima
խիստացնել
qes kirin
להוכיח، לנזוף
توبيخ
توبیخ کردن، سرزنش کردن
تنقید کرنا، سرزنش کرنا
rüffeln in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای rüffeln- mit einer kritischen Äußerung deutlich zurechtweisen, abkanzeln, zurechtstutzen, jemandem etwas geigen, beschimpfen, rügen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل