جملاتی با فعل einstippen ⟨مجهول حالتی⟩ ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل einstippen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی einstippen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل einstippen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل einstippen

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل einstippen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول حالتی برای فعل einstippen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های einstippen آلمانی


آلمانی einstippen
انگلیسی immerse, dip
روسی окунать, окунуть, погружать, погрузить
اسپانیایی mojar, sumergir
فرانسوی immerger, plonger, tremper
ترکی batırmak, daldırmak
پرتغالی imersão, mergulhar
ایتالیایی intingere, immergere, inzuppare
رومانی scufunda, îmbiba
مجاری belemárt
لهستانی wciągać, zanurzać, zanurzyć
یونانی βουτιά, βύθιση
هلندی doordrenken, dopen, onderdompelen
چکی namočit, ponořit
سوئدی doppa, nedsänka
دانمارکی dyppe, nedsænke
ژاپنی 浸す, 浸る, 短く浸す
کاتالان mullar, submergir, submergir-se
فنلاندی dippaaminen, sukeltaa, upottaa, upottaminen
نروژی dyppe, tauke
باسکی murgildu
صربی umočiti, uranjati
مقدونی влегување, потопување
اسلوونیایی namočiti, potopiti
اسلواکی namočiť, ponoriť
بوسنیایی umočiti, uranjati
کرواتی umočiti, uranjati
اوکراینی занурити, потопити
بلغاری потапям
بلاروسی апускаць, занурацца, занураць
اندونزیایی mencocol, mencelupkan
ویتنامی ngâm, nhúng
ازبکی botirmoq
هندی डुबाना
چینی 浸入, 蘸
تایلندی จิ้ม, จุ่ม
کره‌ای 찍다, 담그다
آذربایجانی batırmaq
گرجی ამოვლება, ჩაყოფა
بنگالی চুবানো, ডুবানো
آلبانیایی zhyt
مراتی बुडवणे
نپالی डुबाउनु, चोप्नु
تلگو నానబెట్టు, ముంచు
لتونیایی iegremdēt, iemērkt
تامیلی அமிழ்த்தல், மூழ்கடித்தல்
استونیایی kastma
ارمنی թաթախել
کردی şilandin
عبریלטבול
عربیغمر
فارسیغوطه‌ور شدن، غوطه‌ور کردن
اردوغوطہ دینا، ڈبونا

einstippen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های einstippen

  • eintauchen, kurz in eine Flüssigkeit tauchen

einstippen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود