جملاتی با فعل einstippen 〈مجهول حالتی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل einstippen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی einstippen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل einstippen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه einstippen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه einstippen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه einstippen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه einstippen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه einstippen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه einstippen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه einstippen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل einstippen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل einstippen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل einstippen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای einstippen آلمانی
-
einstippen
immerse, dip
окунать, окунуть, погружать, погрузить
mojar, sumergir
immerger, plonger, tremper
batırmak, daldırmak
imersão, mergulhar
intingere, immergere, inzuppare
scufunda, îmbiba
belemárt
wciągać, zanurzać, zanurzyć
βουτιά, βύθιση
doordrenken, dopen, onderdompelen
namočit, ponořit
doppa, nedsänka
dyppe, nedsænke
浸す, 浸る, 短く浸す
mullar, submergir, submergir-se
dippaaminen, sukeltaa, upottaa, upottaminen
dyppe, tauke
murgildu
umočiti, uranjati
влегување, потопување
namočiti, potopiti
namočiť, ponoriť
umočiti, uranjati
umočiti, uranjati
занурити, потопити
потапям
апускаць, занурацца, занураць
mencocol, mencelupkan
ngâm, nhúng
botirmoq
डुबाना
浸入, 蘸
จิ้ม, จุ่ม
찍다, 담그다
batırmaq
ამოვლება, ჩაყოფა
চুবানো, ডুবানো
zhyt
बुडवणे
डुबाउनु, चोप्नु
నానబెట్టు, ముంచు
iegremdēt, iemērkt
அமிழ்த்தல், மூழ்கடித்தல்
kastma
թաթախել
şilandin
לטבול
غمر
غوطهور شدن، غوطهور کردن
غوطہ دینا، ڈبونا
einstippen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای einstippenقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل