جملاتی با فعل durch-jagen (hat) 〈مجهول حالتی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل durchjagen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی durch-jagen (hat) به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل durchjagen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه durchjagen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه durchjagen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه durchjagen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه durchjagen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه durchjagen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه durchjagen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه durchjagen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل durch-jagen (hat)
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل durch-jagen (hat)
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل durch-jagen (hat)
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای durch-jagen (hat) آلمانی
-
durch-jagen (hat)
hurry (through), chase, drive through
прогнать, пронзить
atravesar, pasar rápidamente
faire passer, pousser
kovalamak, sürüklemek
atravessar rapidamente, perseguir
condurre, eseguire rapidamente, eseguire velocemente, spingere, inseguire, scorrere
trece rapid
átrohan, átfutni
przeprowadzać, przepędzać
διασχίζω, περνώ γρήγορα
doorjagen, doorgaan
prohnat, hnat
jaga igenom
jage igennem
急いで通過する, 突進する
fer passar ràpidament
juoksuttaa, lähettää läpi
jage gjennom
azkar igarotzea
projuriti, proći
прескокнување
pognati, prepeljati
prehnať
projuriti, proći
projuriti, proći
пронести, пропустити
гоня, преследвам
пратаскаць
dorong lewat cepat
đẩy qua nhanh
tez o'tkazmoq
धकेलकर पार कराना
强行通过
ผลักผ่านอย่างรวดเร็ว
서둘러 통과시키다
tez keçirtmək
სწრაფად გაატაროს
দ্রুত পাস করানো
shtyj përmes shpejt
लवकर पार करणे
छिटो पार गराउने
వేగంగా దాటించు
ātri pārdzīt cauri
விரைவாக கடத்துதல்
kiirelt läbi viia
արագությամբ անցկացնել
bi lez derbas kirin
לגרום לעבור، לרדוף
اجتياز، عبر
عبور سریع
دوڑانا، گزرنا
durch-jagen (hat) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای durch-jagen (hat)- etwas schnell durch etwas hindurch bewegen
- jagend durch etwas hindurchgehen, jagend durchqueren
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل