جملاتی با فعل abteufen 〈مجهول حالتی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل abteufen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی abteufen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل abteufen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
In ein mutmaßliches Muttergestein werden Probebohrungen
abgeteuft
und das Kohlenwasserstoffpotential des Sedimentgesteins ermittelt.
In a presumed mother rock, test drillings are carried out and the hydrocarbon potential of the sedimentary rock is determined.
جدول افعال قوانین
- چگونه abteufen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه abteufen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه abteufen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه abteufen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه abteufen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه abteufen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه abteufen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل abteufen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل abteufen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل abteufen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای abteufen آلمانی
-
abteufen
sink, bore, construct, deepen, drill, drill down, drive, put down
бурение, пройти, проходить, углубить, углубление, углублять
perforar, abrir un pozo, sondear
creuser, foncer, forer
delme, sondaj
furo, perfuração, poço
abbassare, scavare
excava, săpa
fúrás, mélyfúrás
głębienie, wiercenie
διάνοιξη, καταβύθιση, κατασκευάζω
afdiepen
hloubit, vrtat
borrning, schaktning
bore, udgravning
掘り下げる, 掘削する
excavar, foradar
kaivaa, syventää
bore, grave
sustrai
iskopati, prokopati
дупчење
izkopati, vrtati
hĺbiť
iskopati, probušiti
iskopati, probušiti
бурити, заглиблювати
дълбая, изкопавам
забіваць, паглыбляць
mengebor, menggali sumur
khoan, đào giếng
burg'ulamoq, quduq qazish
कूप धँसाना, शाफ्ट धँसाना
凿井, 钻井
ขุดบ่อ, เจาะ
시추하다
burgulamaq, quyu qazmaq
ბურღვა
কূপ খনন করা, বোরিং করা
hap pus, shpuaj
कूप खोदणे, शाफ्ट खणणे
इनार खन्नु, बोरिङ गर्नु
బావి త్రవ్వడం, బోరు త్రవ్వడం
rakt šahtu, urbt
கிணறு தோண்டுதல், துளையிடுதல்
puurima, šahti kaevama
հորատել
kandin
חפירה
تعمق، حفر
حفاری
گہرائی میں کھودنا
abteufen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای abteufen- [Fachsprache] durch ein Bohrloch oder durch einen Schacht in die Tiefe, Teufe, niederbringen, teufen, unterteufen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل