جملاتی با فعل festkleben (hat) ⟨مجهول حالتی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل festkleben. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی festkleben (hat) به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل festkleben در دسترس هستند.

haben
fest·geklebt sein
sein
fest·geklebt sein

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل festkleben (hat)

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل festkleben (hat)

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول حالتی برای فعل festkleben (hat)

ترجمه‌ها

ترجمه‌های festkleben (hat) آلمانی


آلمانی festkleben (hat)
انگلیسی glue, adhere, glue on, paste, stick, stick to, tape down
روسی закрепить, липнуть, приклеить, приклеиться, прилипать, прилипнуть
اسپانیایی pegar, adhesivar
فرانسوی coller, adhérer à, fixer
ترکی sıkıca yapıştırmak, yapıştırmak
پرتغالی colar, fixar
ایتالیایی attaccare, incollare
رومانی lipi
مجاری ragasztani, rögzíteni
لهستانی przykleić
یونانی κολλώ
هلندی vastplakken, plakken, vastkleven
چکی přilepit, přilepovat, přilepovatpit
سوئدی klistra fast
دانمارکی fastklæbe
ژاپنی 接着する, 貼り付ける
کاتالان enganxar
فنلاندی kiinnittää
نروژی lime
باسکی itsatsi
صربی priključiti, zalepiti
مقدونی залепување
اسلوونیایی prilepiti
اسلواکی prilepiť
بوسنیایی priključiti, zalijepiti
کرواتی priključiti, zalijepiti
اوکراینی приклеїти
بلغاری залепям
بلاروسی прыклеіць
اندونزیایی menempel
ویتنامی dán
ازبکی yopishtirmoq
هندی चिपकाना
چینی 粘贴
تایلندی ติดกาว
کره‌ای 붙이다
آذربایجانی yapışdırmaq
گرجی აწებება
بنگالی চিপকানো
آلبانیایی lipit
مراتی चिपकवणे
نپالی चिपकाउनु
تلگو అంటించు, అతికించు
لتونیایی pielīmēt
تامیلی ஒட்டுதல்
استونیایی liimida
ارمنی կպացնել
کردی lepîk kirin
عبریהדבקה
عربیلصق
فارسیچسباندن
اردوچپکانا، چپکنا

festkleben (hat) in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های festkleben (hat)

  • etwas mithilfe eines Klebstoffes festmachen
  • dauernd an etwas haften, festhängen

festkleben (hat) in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 1220494, 1220494