جملاتی با فعل festkleben (hat) 〈مجهول حالتی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل festkleben. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی festkleben (hat) به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل festkleben در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه festkleben را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه festkleben را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه festkleben را در امری صرف میکنید؟
- چگونه festkleben را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه festkleben را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه festkleben را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه festkleben را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل festkleben (hat)
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل festkleben (hat)
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل festkleben (hat)
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای festkleben (hat) آلمانی
-
festkleben (hat)
glue, adhere, glue on, paste, stick, stick to, tape down
закрепить, липнуть, приклеить, приклеиться, прилипать, прилипнуть
pegar, adhesivar
coller, adhérer à, fixer
sıkıca yapıştırmak, yapıştırmak
colar, fixar
attaccare, incollare
lipi
ragasztani, rögzíteni
przykleić
κολλώ
vastplakken, plakken, vastkleven
přilepit, přilepovat, přilepovatpit
klistra fast
fastklæbe
接着する, 貼り付ける
enganxar
kiinnittää
lime
itsatsi
priključiti, zalepiti
залепување
prilepiti
prilepiť
priključiti, zalijepiti
priključiti, zalijepiti
приклеїти
залепям
прыклеіць
menempel
dán
yopishtirmoq
चिपकाना
粘贴
ติดกาว
붙이다
yapışdırmaq
აწებება
চিপকানো
lipit
चिपकवणे
चिपकाउनु
అంటించు, అతికించు
pielīmēt
ஒட்டுதல்
liimida
կպացնել
lepîk kirin
הדבקה
لصق
چسباندن
چپکانا، چپکنا
festkleben (hat) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای festkleben (hat)- etwas mithilfe eines Klebstoffes festmachen
- dauernd an etwas haften, festhängen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل