جملاتی با فعل durchfurchen 〈مجهول حالتی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل durchfurchen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی durchfurchen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل durchfurchen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه durchfurchen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه durchfurchen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه durchfurchen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه durchfurchen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه durchfurchen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه durchfurchen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه durchfurchen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل durchfurchen
-
Die Parklandschaft
durchfurchen
malerische Kanäle, die von alten Bäumen eingerahmt werden.
The park landscape is traversed by picturesque canals, framed by old trees.
جدول افعال
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل durchfurchen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل durchfurchen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای durchfurchen آلمانی
-
durchfurchen
furrow, seam, traverse
бороздить, проводить, прорезать
surcar, marcar
fendre, raviner, sillonner, sillonner crevasses, strier, traverser
yarıklarla geçmek, yarıklarla kaplamak
cavar, fissurar
solcare, incidere
stria
barázdál, vág
bruździć, przeciąć, przezorać
αυλακώνω, διασχίζω, χαράσσω
doorgraven, doorsnijden, klieven
brázdit, prořezávat, rytinami procházet
furcha, genomskära
fure, gennemskære
溝をつける, 貫通する
fossar, ratllar
kanavointi, ura
fure
furcha, zulatzea
prolaziti, provući
провлачување, проводник
preliti, razdeliti
preťahovať, ryhať
prolaziti, provući
prolaziti, provući
проводити, проводити борозни
порязвам, прорязвам
празмеркаваць, праткнуць
membuat alur
rạch rãnh, xẻ rãnh
egat solmoq, egat tushirmoq
खांचा काटना, खांचे बनाना
刻槽, 开沟
เซาะร่อง, ไถเป็นร่อง
고랑을 내다, 홈을 파다
yiv açmaq, şırım açmaq
დაღარება
খাঁজ করা, খাঁজ কাটা
brazdoj, vijëzoj
खाचा पाडणे, वाफे पाडणे
खाँचो काट्नु, खाँचो बनाउनु
గీతలు కోయు
izvagot, rievot
கீறு, செதுக்கு
soonestama, vagu tegema
ակոսել
xêzkirin
חריצים، לחרוץ
خطوط، شق
شکاف دادن، شیار زدن
نشان زدہ کرنا، چیرنا
durchfurchen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای durchfurchen- mit Furchen versehen, durchziehen, schrammen, zerschrammen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل