جملاتی با فعل umzingeln 〈مجهول فرایندی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل umzingeln. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی umzingeln به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل umzingeln در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
Die Neugierigen
umzingelten
den Mann, der am Aufzug zusammengebrochen war.
The curious surrounded the man who had collapsed in the elevator.
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
وجه وصفی
-
Du bist
umzingelt
.
You're surrounded.
-
Die Zombies hatten das Haus vollständig
umzingelt
.
The zombies had totally surrounded the house.
جدول افعال قوانین
- چگونه umzingeln را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه umzingeln را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه umzingeln را در امری صرف میکنید؟
- چگونه umzingeln را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه umzingeln را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه umzingeln را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه umzingeln را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل umzingeln
-
Die Neugierigen
umzingelten
den Mann, der am Aufzug zusammengebrochen war.
The curious surrounded the man who had collapsed in the elevator.
جدول افعال
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل umzingeln
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل umzingeln
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای umzingeln آلمانی
-
umzingeln
encircle, surround, beleaguer, circumvent, close a ring round, close in (on)
окружать, окружить, обступать, оцепить, оцеплять
cercar, rodear, copar, encerrar, envolver, sitiar
encercler, entourer, boucler, cerner, investir
kuşatmak, çevrelemek
cercar, rodear, assediar, encurralar
circondare, accerchiare, assediare, aggirare, attorniare
încercui, înconjura
bekerít, körülzár, körüláll
otaczać, obstawiać, obstawić, okalać, okrążać, okrążyć, otoczyć
περικυκλώνω
omringen, omsingelen
obklíčit, obkličovat, obkličovatklíčit, obklopit
omringa, omge
omringe
取り囲む, 囲む, 包囲する
envoltar
ympäröidä, saartaa
omringe, omringa
inguratzea, inguratu
opkoliti
опколување
obkrožiti, obkoliti
obkolesiť, obkľúčiť
opkoliti
opkoliti
обступити, окружити, оточувати
обграждам, обкръжавам
акружыць
berdiri di sekitar, mengelilingi
bao vây, đứng quanh
atrofni o'rab turish, o'rab olish
घेरना
包围, 围着站着
ยืนล้อมรอบ, ล้อมรอบ
둘러싸다, 주변에 서다
çevrələmək, ətrafında durmaq
გარშემო მოიცვა
ঘিরে দাঁড়ানো, ঘিরে রাখা
qëndroj rreth, rrethojë
घेरणे, भोवती उभे राहणे
घेरनु, घेरिएर उभिनु
చుట్టుముట్టు, చుట్టూ నిలబడటం
apņemt, stāvēt apkārt
சுற்றி நிற்கவும், சுற்று வைக்க
ümber seista, ümber ümbritsema
շրջապատել, օղակել
girtin
לְהַקִּיף، להקיף
تحاصر، حاصر، طوق
محاصره کردن
گھیرنا، محاصرے میں لینا
umzingeln in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای umzingeln- [Militär] von allen Seiten einkreisen, einkesseln, umstellen, umkreisen, einkreisen, umringen
- um etwas herumstehen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل