جملاتی با فعل umzingeln ⟨مجهول فرایندی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل umzingeln. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی umzingeln به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل umzingeln در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل umzingeln


  • Die Neugierigen umzingelten den Mann, der am Aufzug zusammengebrochen war. 
    انگلیسی The curious surrounded the man who had collapsed in the elevator.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل umzingeln

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول فرایندی برای فعل umzingeln

ترجمه‌ها

ترجمه‌های umzingeln آلمانی


آلمانی umzingeln
انگلیسی encircle, surround, beleaguer, circumvent, close a ring round, close in (on)
روسی окружать, окружить, обступать, оцепить, оцеплять
اسپانیایی cercar, rodear, copar, encerrar, envolver, sitiar
فرانسوی encercler, entourer, boucler, cerner, investir
ترکی kuşatmak, çevrelemek
پرتغالی cercar, rodear, assediar, encurralar
ایتالیایی circondare, accerchiare, assediare, aggirare, attorniare
رومانی încercui, înconjura
مجاری bekerít, körülzár, körüláll
لهستانی otaczać, obstawiać, obstawić, okalać, okrążać, okrążyć, otoczyć
یونانی περικυκλώνω
هلندی omringen, omsingelen
چکی obklíčit, obkličovat, obkličovatklíčit, obklopit
سوئدی omringa, omge
دانمارکی omringe
ژاپنی 取り囲む, 囲む, 包囲する
کاتالان envoltar
فنلاندی ympäröidä, saartaa
نروژی omringe, omringa
باسکی inguratzea, inguratu
صربی opkoliti
مقدونی опколување
اسلوونیایی obkrožiti, obkoliti
اسلواکی obkolesiť, obkľúčiť
بوسنیایی opkoliti
کرواتی opkoliti
اوکراینی обступити, окружити, оточувати
بلغاری обграждам, обкръжавам
بلاروسی акружыць
اندونزیایی berdiri di sekitar, mengelilingi
ویتنامی bao vây, đứng quanh
ازبکی atrofni o'rab turish, o'rab olish
هندی घेरना
چینی 包围, 围着站着
تایلندی ยืนล้อมรอบ, ล้อมรอบ
کره‌ای 둘러싸다, 주변에 서다
آذربایجانی çevrələmək, ətrafında durmaq
گرجی გარშემო მოიცვა
بنگالی ঘিরে দাঁড়ানো, ঘিরে রাখা
آلبانیایی qëndroj rreth, rrethojë
مراتی घेरणे, भोवती उभे राहणे
نپالی घेरनु, घेरिएर उभिनु
تلگو చుట్టుముట్టు, చుట్టూ నిలబడటం
لتونیایی apņemt, stāvēt apkārt
تامیلی சுற்றி நிற்கவும், சுற்று வைக்க
استونیایی ümber seista, ümber ümbritsema
ارمنی շրջապատել, օղակել
کردی girtin
عبریלְהַקִּיף، להקיף
عربیتحاصر، حاصر، طوق
فارسیمحاصره کردن
اردوگھیرنا، محاصرے میں لینا

umzingeln in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های umzingeln

  • [Militär] von allen Seiten einkreisen, einkesseln, umstellen, umkreisen, einkreisen, umringen
  • um etwas herumstehen

umzingeln in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 1003259, 1003259

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: umzingeln

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 10751746, 2824321, 10788803

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 1003259