جملاتی با فعل schnipfeln 〈مجهول فرایندی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل schnipfeln. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی schnipfeln به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل schnipfeln در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه schnipfeln را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه schnipfeln را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه schnipfeln را در امری صرف میکنید؟
- چگونه schnipfeln را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه schnipfeln را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه schnipfeln را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه schnipfeln را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل schnipfeln
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل schnipfeln
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل schnipfeln
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای schnipfeln آلمانی
-
schnipfeln
cut into small pieces, snip, cut, trim
нарезать, резать, резать кусочками
cortar, trocear
couper, découper
doğramak, kesmek, küçük parçalar kesmek
cortar em pedaços pequenos, picotar
sminuzzare, tagliare
tăiere în bucăți mici
aprítani, kicsire vágni, vágni
kroić
κόβω κομματάκια
snijden
krájení na malé kousky
klippa, skära
snitte
小片を切る
tallar petits trossos
leikata palasiksi
klippe, skjære
txikitzeko
seckanje, seckanje na komade, seckati, čupati
сечкање
rezanje
krájať
sjeckanje
rezanje na komadiće
нарізати
нарязване, нарязване на малки парченца, сечене
нарэзка
cincang, cincang halus, iris, potong kecil-kecil
băm, băm nhỏ, cắt nhỏ, xắt nhỏ
mayda to‘g‘ramoq, to'g'ramoq
कतरना, काटना, बारीक काटना
切小块, 切碎, 剁
สับ, สับละเอียด, หั่น, หั่นเป็นชิ้นเล็กๆ
다지다, 썰다, 잘게 썰다
doğramaq, xırda doğramaq, xırdalamaq
დაკეპვა, დაჭრა, წვრილად დაჭრა
কাটা, কুচানো, কুচি করা, মিহি কাটা
copëtoj, grij, grij imët
चिरणे
काट्नु
నరుకు, సన్నగా నరుకడం
sasmalcināt, sagriezt, sīki sagriezt
நறுக்கு, பொடியாக நறுக்குதல், வெட்டு
hakkima, peeneks hakkima, peeneks lõikama, tükeldama
մանրացնել, կտրատել, մանր կտրատել
birîn, parçe kirin, xurd xurd kirin
קיצוץ
قص
برش کوچک
چھوٹے ٹکڑے کاٹنا
schnipfeln in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای schnipfelnقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل