جملاتی با فعل puzzeln ⟨مجهول فرایندی⟩ ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل puzzeln. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی puzzeln به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل puzzeln در دسترس هستند.

زمان حال

  • Dietmar puzzelt jeden Abend zwei Stunden. 
    انگلیسی Dietmar puzzles for two hours every evening.

گذشته ناقص

  • Sie tauschten ihre Rechercheergebnisse aus und puzzelten an den Zusammenhängen. 
    انگلیسی They exchanged their research results and puzzled over the connections.
  • Als Berta nach Hause kam, puzzelten ihr Mann und ihre Schwägerin am Esstisch. 
    انگلیسی When Berta came home, her husband and her sister-in-law were puzzling at the dining table.

وجه التزامی I

-

حالت التبعیض دوم

-

امری

-

مصدر

-

وجه وصفی

-


 جدول افعال قوانین  معانی 

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل puzzeln


  • Dietmar puzzelt jeden Abend zwei Stunden. 
    انگلیسی Dietmar puzzles for two hours every evening.
  • Sie tauschten ihre Rechercheergebnisse aus und puzzelten an den Zusammenhängen. 
    انگلیسی They exchanged their research results and puzzled over the connections.
  • Als Berta nach Hause kam, puzzelten ihr Mann und ihre Schwägerin am Esstisch. 
    انگلیسی When Berta came home, her husband and her sister-in-law were puzzling at the dining table.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل puzzeln

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول فرایندی برای فعل puzzeln

ترجمه‌ها

ترجمه‌های puzzeln آلمانی


آلمانی puzzeln
انگلیسی puzzle, assemble, do a jigsaw (puzzle)
روسی собирать пазл, собирать пазлы
اسپانیایی armar, hacer un puzzle, resolver
فرانسوی assembler, faire un puzzle, puzzle
ترکی puzzle birleştirmek, puzzle yapmak
پرتغالی juntar, montar, montar um puzzle
ایتالیایی assemblare, fare un puzzle, mettere insieme
رومانی puzzle
مجاری puzzle
لهستانی układać puzzle, ułożyć puzzle
یونانی παζλ, φτιάχνω παζλ
هلندی puzzelen
چکی skládat
سوئدی pussla
دانمارکی pusle
ژاپنی パズルを組み立てる
کاتالان fer puzzles, muntar, puzzlejar
فنلاندی palapeliä koota
نروژی pusle
باسکی puzzle
صربی složiti
مقدونی поставување на делови
اسلوونیایی sestavljati
اسلواکی puzzle, skladať puzzle
بوسنیایی složiti
کرواتی složiti
اوکراینی складати пазл
بلغاری пъзел
بلاروسی складваць
اندونزیایی menyusun puzzle
ازبکی pazl yig'ish
هندی पज़ल जोड़ना
چینی 拼装拼图
تایلندی ประกอบจิ๊กซอว์
کره‌ای 퍼즐 맞추다
آذربایجانی puzli yığmaq
گرجی პაზლის აწყება
بنگالی পাজল সাজানো
آلبانیایی bashko puzle
مراتی पझल जोडणे
نپالی पजल जोड्ने
تلگو పజిల్ కట్టడం
لتونیایی salikt puzli
تامیلی பழலை சேர்க்க
استونیایی pusle kokku panna
ارمنی պազլ հավաքել
کردی puzl çêkirin
عبریלחבר פאזל
عربیتجميع الأجزاء
فارسیپازل
اردوپزل بنانا، پزل جوڑنا

puzzeln in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های puzzeln

  • die Teile eines Bildes (Puzzles) zusammensetzen, zusammenpuzzeln, zusammensetzen

puzzeln in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 395224

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 395224