جملاتی با فعل puzzeln 〈مجهول فرایندی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل puzzeln. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی puzzeln به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل puzzeln در دسترس هستند.
زمان حال
گذشته ناقص
-
Sie tauschten ihre Rechercheergebnisse aus und
puzzelten
an den Zusammenhängen.
They exchanged their research results and puzzled over the connections.
-
Als Berta nach Hause kam,
puzzelten
ihr Mann und ihre Schwägerin am Esstisch.
When Berta came home, her husband and her sister-in-law were puzzling at the dining table.
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه puzzeln را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه puzzeln را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه puzzeln را در امری صرف میکنید؟
- چگونه puzzeln را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه puzzeln را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه puzzeln را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه puzzeln را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل puzzeln
-
Dietmar
puzzelt
jeden Abend zwei Stunden.
Dietmar puzzles for two hours every evening.
-
Sie tauschten ihre Rechercheergebnisse aus und
puzzelten
an den Zusammenhängen.
They exchanged their research results and puzzled over the connections.
-
Als Berta nach Hause kam,
puzzelten
ihr Mann und ihre Schwägerin am Esstisch.
When Berta came home, her husband and her sister-in-law were puzzling at the dining table.
جدول افعال
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل puzzeln
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل puzzeln
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای puzzeln آلمانی
-
puzzeln
puzzle, assemble, do a jigsaw (puzzle)
собирать пазл, собирать пазлы
armar, hacer un puzzle, resolver
assembler, faire un puzzle, puzzle
puzzle birleştirmek, puzzle yapmak
juntar, montar, montar um puzzle
assemblare, fare un puzzle, mettere insieme
puzzle
puzzle
układać puzzle, ułożyć puzzle
παζλ, φτιάχνω παζλ
puzzelen
skládat
pussla
pusle
パズルを組み立てる
fer puzzles, muntar, puzzlejar
palapeliä koota
pusle
puzzle
složiti
поставување на делови
sestavljati
puzzle, skladať puzzle
složiti
složiti
складати пазл
пъзел
складваць
menyusun puzzle
pazl yig'ish
पज़ल जोड़ना
拼装拼图
ประกอบจิ๊กซอว์
퍼즐 맞추다
puzli yığmaq
პაზლის აწყება
পাজল সাজানো
bashko puzle
पझल जोडणे
पजल जोड्ने
పజిల్ కట్టడం
salikt puzli
பழலை சேர்க்க
pusle kokku panna
պազլ հավաքել
puzl çêkirin
לחבר פאזל
تجميع الأجزاء
پازل
پزل بنانا، پزل جوڑنا
puzzeln in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای puzzeln- die Teile eines Bildes (Puzzles) zusammensetzen, zusammenpuzzeln, zusammensetzen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل