جملاتی با فعل paffen ⟨مجهول فرایندی⟩ ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل paffen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی paffen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل paffen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل paffen


  • Tom paffte seine Pfeife. 
    انگلیسی Tom puffed on his pipe.
  • Er hockte bräsig in der Ecke und paffte vor sich hin. 
    انگلیسی He sat lazily in the corner and smoked to himself.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل paffen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول فرایندی برای فعل paffen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های paffen آلمانی


آلمانی paffen
انگلیسی puff, chuff, pop, puff (away), puff away, whiff
روسی пыхтеть, дымить, фыркать
اسپانیایی puff, puffar
فرانسوی crapoter, fumer sans inhaler, paf, tirer sur
ترکی ağzından duman savurmak, dumanlamak, içmek, patlamak, şişirmek
پرتغالی fumar, puffar
ایتالیایی fumare, fumare senza aspirare, fumare senza inalare, soffiare
رومانی fumător, pufăit
مجاری füstöl, puff
لهستانی fajczyć, kopcić, palić, palić bez wciągania, puff, pykać
یونانی τσιγάρο χωρίς εισπνοή, φουμάρω, φούσκωμα
هلندی paffen, paffend roken, trekje
چکی bafat, paf, pafání
سوئدی puffa, bolma, smälla
دانمارکی bakke, dampe, puffe, puste
ژاپنی パフ, 吸わずに煙を吐く
کاتالان bufar, fumant sense inhalar
فنلاندی puffata, puhaltaa
نروژی brak, puffe, smelle
باسکی paf, pafatu
صربی pušiti, pušiti bez udisanja
مقدونی пукање, пушење без вдишување
اسلوونیایی paf, pihati, puhati
اسلواکی fajčiť, puf
بوسنیایی pušiti
کرواتی pušiti
اوکراینی попереджати, попихкати, пухкати
بلغاری дъхане, пушене без вдишване, пъхтене
بلاروسی курыць без удыхання, папіць
اندونزیایی menghembuskan asap, merokok
ویتنامی hút thuốc, phà khói
ازبکی puflamoq, sigaret chekish
هندی पफ मारना, सिगरेट पीना
چینی 吐烟, 抽烟
تایلندی สูบบุหรี่, เป่าควัน
کره‌ای 담배를 피우다, 연기를 내뿜다
آذربایجانی puf çəkmək, siqaret çəkmək
گرجی მოწევა
بنگالی ধূমপান করা, পাফ মারা
آلبانیایی përtyp cigare, tymosh nje cigare
مراتی पफ मारणे
نپالی धूमपान गर्नु, पफ मार्नु
تلگو పఫ్ పడటం, సిగరెట్ పొగవడం
لتونیایی pūst, smēķēt
تامیلی சிகரெட் பிடிக்க, பஃப் எடுக்குதல்
استونیایی suitsetama, suitsu tegema
ارمنی ծխել
کردی pûf kirin, sigareta vexwarin
عبریלעשן בעשן، פוף
عربیدخان، صوت انفجار
فارسیپاف، پف کردن
اردودھواں پینا، پھپھڑ

paffen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های paffen

  • in Stößen rauchen ohne zu inhalieren
  • lautmalerisch Paff machen, puffen, verpaffen, knallen, explodieren, implodieren
  • quarzen, qualmen, rauchen, schmauchen
  • (sich) eine anstecken, rauchen, quarzen, schmöken, qualmen, eine (Zigarette) durchziehen

paffen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: paffen

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 5004, 5004, 5004

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 6161324, 1291477

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 5004