جملاتی با فعل auskoppeln 〈مجهول فرایندی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل auskoppeln. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی auskoppeln به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل auskoppeln در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه auskoppeln را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه auskoppeln را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه auskoppeln را در امری صرف میکنید؟
- چگونه auskoppeln را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه auskoppeln را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه auskoppeln را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه auskoppeln را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل auskoppeln
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل auskoppeln
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل auskoppeln
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای auskoppeln آلمانی
-
auskoppeln
decouple, disconnect, extract
выделять, отделять
desacoplar, desenganchar, separar
déclencher, découpler, détacher, extraire
ayırmak, koparmak
desvincular, separar
disaccoppiare, estrarre, sciogliere, sganciare, slegare
deconecta, separa
kiválasztás, kiválás
wydzielić, wyodrębnić
αποσύνδεση, αποσύνδεση από
loskoppelen, ontkoppelen
odpojit, vytáhnout
avskilja, separera
udskille
分離する, 切り離す
desvincular
erottaa, irrottaa
skille ut, utkopling
askatzea, deslotzea
izdvojiti
изолирање, одвојување
izločiti
odpojiť
izdvojiti
izdvojiti
вивільнити, відокремити
извличам, отделям
аддзяліць
memisahkan dari konteks
tách khỏi ngữ cảnh
kontekstdan ajratish
संदर्भ से अलग करना
从语境中剥离
แยกจากบริบท
맥락에서 분리하다
kontekstdən ayırmaq
კონტექსტიდან გამიჯნვა
প্রসঙ্গ থেকে আলাদা করা
shkëput nga konteksti
संदर्भातून वेगळे करणे
संदर्भबाट अलग पार्नु
సందర్భం నుంచి విడదీయడం
atraut no konteksta
சூழலிலிருந்து பிரிக்க
kontekstist eraldama
համատեքստից առանձնացնել
konteksta derxistin
לפרק، לשחרר
فصل
جدا کردن
علیحدہ کرنا، نکالنا
auskoppeln in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای auskoppelnقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل