جملاتی با فعل herschwenken (ist) 〈مجهول فرایندی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل herschwenken. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی herschwenken (ist) به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل herschwenken در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه herschwenken را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه herschwenken را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه herschwenken را در امری صرف میکنید؟
- چگونه herschwenken را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه herschwenken را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه herschwenken را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه herschwenken را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل herschwenken (ist)
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل herschwenken (ist)
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل herschwenken (ist)
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای herschwenken (ist) آلمانی
-
herschwenken (ist)
swing toward the speaker, turn toward the speaker
повернуться к говорящему
volverse hacia el hablante
se tourner vers le locuteur
konuşana doğru çevirmek
virar-se para o falante
voltarsi verso il parlante
întoarce fața spre vorbitor
a beszélő felé fordulni
skręcić w stronę mówiącego
στρέφω προς τον ομιλητή
zich naar de spreker wenden
otočit se k mluvčímu
vända sig mot talaren
vende sig mod taleren
話者の方を向く
girar-se cap al parlant
kääntyä kohti puhujaa
snu mot taleren
mintzlariari zuzenduta biratzea
окренути се према говорнику
окренути се кон говорникот
obrni se k govorniku
otočiť sa k rečníkovi
okrenuti se prema govorniku
okrenuti se prema govorniku
повернутися обличчям до спікера
обърни се към говорителя
павярнуцца тварам да прамоўца
menoleh ke pembicara
quay về phía người nói
so'zlayotgan tomonga burunmoq
बोलने वाले की ओर मुड़ना
转向说话者
หันไปทางผู้พูด
화자 쪽으로 몸을 돌리다
danışana tərəf çevrilmək
სპიკერისაკენ შემბრუნება
বক্তার দিকে ফিরুন
kthehu drejt folësit
बोल्ने व्यक्तिको तर्फ फर्कनु
మాట్లాడుతున్న వ్యక్తి వైపు తిరుగడం
pagriezties pret runātāju
பேசுபவரின் நோக்கி திருப்புதல்
pöörata end kõneleja poole
խոսողի կողմը շրջվել
li ser axaftirinê ve veguhêre
להסתובב כלפי הדובר
استدار نحو المتحدث
به سمت گوینده چرخیدن
بولنے والے کی طرف مڑنا
herschwenken (ist) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای herschwenken (ist)قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل