جملاتی با فعل herauskriechen 〈مجهول فرایندی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل herauskriechen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی herauskriechen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل herauskriechen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه herauskriechen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه herauskriechen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه herauskriechen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه herauskriechen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه herauskriechen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه herauskriechen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه herauskriechen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل herauskriechen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل herauskriechen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل herauskriechen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای herauskriechen آلمانی
-
herauskriechen
crawl out, emerge
выползать, выбираться, вылезать, вылезти, вылезть, выползти
emergir, salir arrastrándose
sortir, sortir en rampant, émerger
dışarı çıkmak, sürünmek
emergir, sair
strisciare fuori, uscire
ieși, scoate
kikúszni
wykradać się, wypełzać, wyłazić
βγαίνω έξω, εξέρχομαι
kruipen, uitkruipen
vylézat, vylézt, vylézání
kräla ut
kravle ud, krybe ud
這から這外へ這爬出
esmunyir-se, sortir
kärsiä ulos, raahautua ulos
krype ut
kanpora irten
izvući, izvući se
извлекување, извлекување надвор
prikraditi, prikraditi se
vyliezanie, vyliezť
izvući, izvući se
izlaziti, izvući se
виповзати, виповзти
изплъзване, изпълзяване
выкарабкацца, выпаўзці
merayap keluar
trườn ra ngoài
emlab chiqmoq
रेंगकर बाहर आना, रेंगना
爬出來
คลานออกมา
기어 나오다
çıxıb sürünmək
रेंगणे, रेंगून बाहेर पडणे
रेंग्नु बाहिर निस्कनु
rāpīties ārā
välja roomama
לזחול החוצה، לצאת החוצה
زحف للخارج
خزیدن
باہر نکلنا، کچھ سے باہر آنا
herauskriechen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای herauskriechen- von drinnen, aus dem Inneren von etwas nach draußen, ins Freie kriechen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل