جملاتی با فعل hinwegsteigen 〈مجهول فرایندی〉 〈جمله پرسشی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل hinwegsteigen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی hinwegsteigen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل hinwegsteigen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه hinwegsteigen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه hinwegsteigen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه hinwegsteigen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه hinwegsteigen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه hinwegsteigen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه hinwegsteigen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه hinwegsteigen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل hinwegsteigen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل hinwegsteigen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل hinwegsteigen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای hinwegsteigen آلمانی
-
hinwegsteigen
climb over, overcome
перепрыгивать, перескакивать
escalar, saltar
franchir, sauter
üstünden geçmek
escalar, subir
scavalcare, superare
trece peste
átmászni
przechodzić, przeskakiwać
υπερβαίνω
overklimmen, oversteken
přeskočit, přeskočit něco
klättra över
klatre over
乗り越える, 越える
escalar, superar
ylittää
klatre over
gainditzeko
preći, uspeti
прескокнување
preplezati, prestopiti
prekonávať, vystúpiť
preći, uspeti se
preći, uspeti se
перелізти, перестрибувати
преминавам, прескачам
пераскочыць
melangkahi, memanjat melewati
bước qua, trèo qua
hatlab o'tmoq, ustidan oshib o'tmoq
चढ़कर पार करना, लांघना
翻越, 跨过
ก้าวข้าม, ปีนข้าม
넘다, 타고 넘다
aşmaq, tırmanıb keçmək
გადაბიჯება, გადალახვა
টপকানো, ডিঙানো
kaloj përmbi, kapërcej
चढून ओलांडणे, लांघणे
चढेर पार गर्नु, लांघ्नु
అడుగేసి దాటడం, ఎక్కి దాటడం
pārkāpt pāri, pārrāpties pāri
தாண்டுதல், மேலேறி தாண்டுதல்
üle astuma, üle ronima
վրայով անցնել, վրայով մագլցել
derbas bûn
לטפס מעל
تجاوز، تسلق
عبور کردن
چڑھنا
hinwegsteigen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای hinwegsteigenقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل