جملاتی با فعل heranschleichen (hat) ⟨مجهول فرایندی⟩ ⟨جمله پرسشی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل heranschleichen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی heranschleichen (hat) به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل heranschleichen در دسترس هستند.

بازگشتی, haben
heran·geschlichen werden
sein
heran·geschlichen werden

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل heranschleichen (hat)

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل heranschleichen (hat)

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول فرایندی برای فعل heranschleichen (hat)

ترجمه‌ها

ترجمه‌های heranschleichen (hat) آلمانی


آلمانی heranschleichen (hat)
انگلیسی sneak up, creep up, sidle up to, stalk, steal up on
روسی подкрадываться, подбираться, подкрасться, подобраться
اسپانیایی acercarse sigilosamente
فرانسوی s'approcher furtivement, se glisser vers
ترکی gizlice yaklaşmak, sıvışmak
پرتغالی aproximar-se furtivamente
ایتالیایی avvicinarsi di soppiatto
رومانی se apropia pe furiș
مجاری közelít, lopakodik
لهستانی podkradać się, podkraść się, skradać
یونانی πλησιάζω κρυφά
هلندی sluipen, stiekem naderen
چکی přiblížit se potichu, přikrást se, připlazit se
سوئدی smyga, smyga sig nära
دانمارکی liste sig hen, snige sig nær
ژاپنی こっそり近づく, 忍び寄る
کاتالان apropar-se a poc a poc
فنلاندی hiipiä lähelle, lähestyä huomaamatta
نروژی snike seg nærmere
باسکی hurbildu
صربی prikradati se
مقدونی приближување незабележано
اسلوونیایی prikraditi se, priplaziti se
اسلواکی priblížiť sa potichu
بوسنیایی približiti se neprimjetno
کرواتی prikradati se
اوکراینی підкрадатися
بلغاری приближавам се незабелязано
بلاروسی падкрадацца
اندونزیایی diam-diam mendekat
ویتنامی lén lại gần
ازبکی yashirincha yaqinlashmoq
هندی चुपके से आना, छुपकर आना
چینی 悄悄靠近
تایلندی แอบเข้าใกล้
کره‌ای 몰래 다가가다
آذربایجانی gizlicə yaxınlaşmaq
گرجی ჩუმად მიახლოვება
بنگالی চুপচাপ কাছে আসা
آلبانیایی afrohem fshehtas
مراتی गुपचुपपणे जवळ जाणे
نپالی चुपचाप नजिक पुग्नु
تلگو చీకటిగా దగ్గరపడటం
لتونیایی tuvoties nemanot
تامیلی சும்மாக அருகே வருவது
استونیایی hiilida lähedale
ارمنی թաքուն մոտենալ
کردی bi bê nasîn nêzîk bûn
عبریלהתקרב בסתר
عربیالتسلل
فارسیپنهانی نزدیک شدن
اردوچپکے سے قریب ہونا

heranschleichen (hat) in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های heranschleichen (hat)

  • sich unbemerkt nähern
  • schleichen, (sich) anpirschen

heranschleichen (hat) in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: heranschleichen