جملاتی با فعل bekotzen 〈مجهول فرایندی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل bekotzen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی bekotzen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل bekotzen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه bekotzen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه bekotzen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه bekotzen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه bekotzen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه bekotzen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه bekotzen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه bekotzen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل bekotzen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل bekotzen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل bekotzen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای bekotzen آلمانی
-
bekotzen
puke, vomit
блевать, рвать
vomitar
vomir
kusmak
vomitar
vomitare su
vomita
hány
wymiotować
εμετός
overgeven
poblít, pozvracet, zvracet na něco
kräkas, spy
kaste op
吐く, 嘔吐する
vomitar sobre
oksentaa
kaste opp
beldurrez botatzea
povraćati
повраќање
povračati na nekaj
zvracať
povraćati
povraćati
блювати
повръщам
блюваць
memuntahi
nôn lên, ói lên
ustiga qusmoq
पर उल्टी करना, पर वमन करना
อาเจียนใส่, อ้วกใส่
에 토하다
üstünə qusmaq
উপর বমি করা
vjell mbi
वर उलटी करणे, वर ओकणे
माथि बान्ता गर्नु
మీద వాంతి చేయు
vemt virsū
மேல் கக்கு, மேல் வாந்தி எடுக்க
peale oksendama
վրա փսխել
להקיא
تقيؤ
استفراغ کردن
قے کرنا
bekotzen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای bekotzen- sich auf etwas erbrechen, erbrechen, übergeben, geiern, kübeln, reihern
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل