جملاتی با فعل ausbekommen 〈مجهول فرایندی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل ausbekommen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی ausbekommen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل ausbekommen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه ausbekommen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه ausbekommen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه ausbekommen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه ausbekommen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه ausbekommen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه ausbekommen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه ausbekommen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل ausbekommen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل ausbekommen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل ausbekommen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای ausbekommen آلمانی
-
ausbekommen
get out, consume, remove completely
выбрать, вытянуть, извлечь
sacar, consumir
obtenir, consommer, recevoir
çıkarmak, tüketmek
consumir, remover
riuscire a togliere, consumare, eliminare, ottenere
consuma, obține
eltávolít, fogyaszt
wydobyć, uzyskać, zjeść
αφαιρώ, καταναλώνω
uitkrijgen, opeten, verwijderen
vydobýt, vytáhnout
få bort, konsumera, utvinna
få fat i, få ud
取り除く, 消費する
consumir, eliminar
kuluttaa, saada pois
fjerne, få ut, spise opp
eskuratu, lortu
izvlačiti, izvući
извлекување, потрошување
dobiti ven, izvleči
vybrať, získať
izvuci, izvući
dobiti van, izvuci, izvući
вибрати, вибратися
извличам, изчерпвам
выдаліць, з'есці
menghabiskan, menghilangkan
tẩy sạch, ăn hết
ketkazmoq, tamom qilmoq
खत्म करना, निकालना
吃完, 清除
กินหมด, ขจัดออก
빼다, 해치우다
bitirmək, çıxarmaq
ამოშორება, დასრულება
তুলে ফেলা, শেষ করা
heq, përfundoj
काढून टाकणे, संपवणे
समाप्त गर्नु, हटाउनु
తొలగించడం, ముగించడం
iztīrīt, izēst
அகற்றுதல், முடித்தல்
välja saama, ära sööma
վերացնել, վերջացնել
derxistin, qedandin
להסיר، לצרוך
إزالة، استهلاك
مصرف کردن، کامل حذف کردن
نکالنا، ختم کرنا، کھا جانا
ausbekommen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای ausbekommen- mit Mühe etwas vollständig entfernen oder konsumieren
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل