جملاتی با فعل reingreifen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل reingreifen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی reingreifen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل reingreifen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه reingreifen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه reingreifen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه reingreifen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه reingreifen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه reingreifen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه reingreifen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه reingreifen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل reingreifen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل reingreifen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل reingreifen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای reingreifen آلمانی
-
reingreifen
grab, reach in
влезать, вмешиваться
agarrar, meter mano
attraper, toucher
ellektirmek, içine sokmak
agarrar, meter a mão
afferrare, prendere
interveni, introduce mâna în ceva
belemarkol
sięgać, wciągać
ανακατεύω, παρεμβαίνω
grijpen
sáhnout, vniknout
gripa, ta
gribe ind
手を入れる
agafar, intervenir
kaivaa, sukeltaa
gribe, ta
eskuarekin sartu, sartu
uhvatiti, zagrabiti
вметнување
vstaviti roko v nekaj
siahnuť, siahnuť do
uhvatiti, zagrabiti
uhvatiti, zagrabiti
вмішуватися, втручатися
вмъквам, вмъкване
дотык
memasukkan tangan
thò tay vào
qo'lini ichiga tiqish
हाथ डालना
伸手进去
ยื่นมือเข้าไป
손을 넣다
əlini içinə uzatmaq
ხელით შიგნით ჩაგდება
হাত ঢোকানো
fut dorën brenda
हात घालणे
हात हाल्नु
చేతిని లోపల పెట్టడం
roku iekšā ielikt
கை உள்ளே இடு
käega sisse panema
ձեռքով ներս գցել
destê xwe navde lêkirin
להכניס יד
الإمساك، القبض
دست بردن به
ہاتھ سے پکڑنا
reingreifen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای reingreifenقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل