جملاتی با فعل paschen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل paschen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی paschen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل paschen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه paschen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه paschen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه paschen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه paschen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه paschen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه paschen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه paschen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل paschen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل paschen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل paschen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای paschen آلمانی
-
paschen
clap, clap together, rhythmically clap
хлопать в такт
aplaudir juntos
applaudir ensemble
ritmik alkışlamak
bater palmas juntos
ai dadi, contrabbandare, giocare a, applaudire, battere
aplauze sincronizate
tapsolás
klaskanie
χειροκροτώ
klappen
tleskat
klappa
klappe
リズムに合わせて拍手する
aplaudir conjuntament
taputtaa yhdessä
klappe sammen
talo, taloa
tapšati
заедничко тапкање
ploskati
tliesť
tapšati
pljeskati
плескати в ритмі
ритмично пляскане
пляскаць
bertepuk tangan bersama, bertepuk tangan mengikuti irama
vỗ tay theo nhịp, vỗ tay đồng loạt
birgalikda chapak chalmoq, ritmda chapak chalmoq
एकसाथ ताली बजाना, ताल मिलाकर ताली बजाना
一起鼓掌, 有节奏地鼓掌
ปรบมือพร้อมกัน, ปรบมือเป็นจังหวะ
박자를 맞춰 박수치다, 함께 박수치다
birlikdə əl çalmaq, ritmik əl çalmaq
ერთად ტაშის დაკვრა, რიტმულად ტაშის დაკვრა
একসাথে তালি দেওয়া, ছন্দে তালি দেওয়া
duartrokit në ritëm, duartrokit së bashku
एकत्र टाळ्या वाजवणे, ताल धरून टाळ्या वाजवणे
एकैसाथ ताली बजाउनु, ताल मिलाएर ताली बजाउनु
కలిసి చప్పట్లు కొట్టడం, లయబద్ధంగా చప్పట్లు కొట్టడం
kopā plaukšķināt, ritmiski plaukšķināt
ஒன்றாக கைதட்டுதல், தாளத்திற்கு கைதட்டுதல்
koos plaksutama, rütmis plaksutama
միասին ծափահարել, ռիթմով ծափահարել
çepikdan
מחיאות כפיים משותפות
تصفيق جماعي
دست زدن دسته جمعی
تالی بجانا، ہاتھ ملانا
paschen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای paschen- gemeinsam rhythmisch klatschen
- würfeln, schmuggeln, schmuggeln, Schmuggel treiben, schwärzen, schieben
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل