جملاتی با فعل optimieren

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل optimieren. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی optimieren به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل optimieren در دسترس هستند.

زمان حال

-

گذشته ناقص

  • Die bessere Dislozierung der Truppen optimierte die Verteidigung der Provinz. 
    انگلیسی The better dislocation of the troops optimized the defense of the province.

وجه التزامی I

-

حالت التبعیض دوم

-

امری

-

مصدر

  • Die Industrie versucht ständig, die Produktionsvorgänge zu optimieren . 
    انگلیسی The industry is constantly trying to optimize production processes.

وجه وصفی

  • Der Herstellungsprozess wurde optimiert . 
    انگلیسی The manufacturing process has been streamlined.
  • Der Fabrikationsprozess sollte optimiert werden. 
    انگلیسی The manufacturing process should be optimized.
  • Die Verbrennung sollte nach Möglichkeit weiter optimiert werden. 
    انگلیسی The combustion should be further optimized if possible.
  • Im Rahmen der Nachhaltigkeit werden Produkte hin zu einer positiven Ökobilanz optimiert . 
    انگلیسی Within the framework of sustainability, products are optimized towards a positive ecological balance.

 جدول افعال قوانین  معانی 

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل optimieren


  • Die bessere Dislozierung der Truppen optimierte die Verteidigung der Provinz. 
    انگلیسی The better dislocation of the troops optimized the defense of the province.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل optimieren

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل optimieren

ترجمه‌ها

ترجمه‌های optimieren آلمانی


آلمانی optimieren
انگلیسی optimize, improve, optimise, optimalize, streamline, tweak
روسی оптимизировать, совершенствовать, улучшать, улучшить, усовершенствовать
اسپانیایی optimizar, mejorar, optimar
فرانسوی optimiser, améliorer, optimaliser
ترکی iyileştirmek, optimize, optimize etmek
پرتغالی otimizar
ایتالیایی ottimizzare
رومانی optimizare, îmbunătăți
مجاری optimalizál, javítani, optimalizálni
لهستانی optymalizować, ulepszać, zoptymalizować
یونانی βέλτιστη κατάσταση, βελτιστοποιώ, βελτιώνω
هلندی optimaliseren, verbeteren
چکی optimalizovat, vylepšit
سوئدی optimera, förbättra
دانمارکی forbedre, optimere
ژاپنی 改善する, 最適化する
کاتالان optimitzar, millorar
فنلاندی optimoida
نروژی forbedre, optimalisere
باسکی optimizatu, hoberendu, hobetzea
صربی unaprediti, optimizovati
مقدونی оптимизира
اسلوونیایی izboljšati, optimizirati
اسلواکی optimalizovať, vylepšiť
بوسنیایی optimizirati, unaprijediti
کرواتی optimizirati, unaprijediti
اوکراینی оптимізувати
بلغاری подобряване, оптимизиране
بلاروسی аптымізаваць
اندونزیایی meningkatkan, mengoptimalkan
ویتنامی cải thiện, tối ưu hóa
ازبکی optimallashtirish, optimizatsiya qilish, takomillashtirish, takomillashtirmoq
هندی अनुकूल बनाना, अनुकूलित करना, उत्तम बनवाना, सुधारना
چینی 优化, 改进, 进一步优化
تایلندی ปรับปรุง, เพิ่มประสิทธิภาพ
کره‌ای 개선하다, 최적화하다
آذربایجانی təkmilləşdirmək, optimizasiya etmək, optimizə etmək
گرجی გაუმჯობესება, ოპტიმიზირება
بنگالی উন্নত করা, অপটিমাইজ করা
آلبانیایی përmirësoj, optimizoj
مراتی अनुकूलित करणे, उत्तम बनविणे, सुधारणे, सुधारणे करणे
نپالی अनुकूल बनाउनु, उत्तम बनाउने, सुधार्नु, सुधार्ने
تلگو ఆప్టిమైజ్ చేయడం, ఉత్తమం చేయడం
لتونیایی optimizēt, pilnveidot, uzlabot
تامیلی சீராக்குதல், மேம்படுத்துதல், மேம்படுத்துவது
استونیایی optimeerida, parandada, parandama
ارمنی բարելավել, արդյունավետացնել, օպտիմիզացնել
کردی başîtin, optimizasyon kirin, optîmîze kirin
عبریלשפר، אופטימיזציה
عربیتحسين، تطوير، حسن
فارسیبهینه‌سازی
اردوبہتر بنانا، بہتری، بہترین حالت میں لانا

optimieren in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های optimieren

  • etwas weiter verbessern, so weit es nötig und auch möglich ist, etwas in den bestmöglichen Zustand versetzen, vervollkommnen, vollenden, perfektionieren, verbessern
  • optimal gestalten, bessern, verbessern, besser machen, zum Positiven verändern

optimieren in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 134319

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: optimieren

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 6032139, 4224177

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 440142, 134319, 267255, 99546