جملاتی با فعل wegrollen (hat) ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل wegrollen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی wegrollen (hat) به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل wegrollen در دسترس هستند.

haben
weg·rollen
sein
weg·rollen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های wegrollen (hat) آلمانی


آلمانی wegrollen (hat)
انگلیسی roll away, roll off
روسی катить, откатить, откатиться, откатывать, откатываться, скатывать, укатывать
اسپانیایی desplazar rodando, rodar
فرانسوی déplacer, faire rouler, rouler
ترکی sürüklemek, yuvarlanmak
پرتغالی afastar rolando, levar, remover, rolar para longe, tirar
ایتالیایی rotolare via, spostare rotolando
رومانی rostogoli, răsuci
مجاری elgurul
لهستانی odtoczyć, zrolować
یونانی κυλίω, ρολάρω
هلندی wegrollen
چکی odvalit
سوئدی rulla bort
دانمارکی rulle væk
ژاپنی 転がす, 転がる
کاتالان desplaçar, rodar
فنلاندی rullaaminen, vieriminen
نروژی rulle bort
باسکی urrun
صربی odkotrljati, odvaliti
مقدونی оддалечување
اسلوونیایی odvaliti
اسلواکی odvalenie
بوسنیایی odkotrljati, odvaliti
کرواتی odkotrljati, odvaliti
اوکراینی зкотити, катити
بلغاری откочвам, откочване
بلاروسی зрушыць, катіць
اندونزیایی menggelinding
ویتنامی lăn đi
ازبکی dumalatib olib ketmoq
هندی लुढ़कना
چینی 滚走
تایلندی กลิ้งออกไป
کره‌ای 굴러가다
آذربایجانی kənara yuvarlamaq
گرجی გააგორება
بنگالی গড়িয়ে সরানো, দূরে গড়িয়ে দেওয়া
آلبانیایی rrokullis mënjanë
مراتی लोटून नेणे
نپالی रोल गर्नु
تلگو దూరం దొర్లించు
لتونیایی aizripināt
تامیلی உருட்டி அப்புறப்படுத்து
استونیایی rullima
ارمنی հեռացնել գլորելով, հեռու գլորել
کردی galtandin
عبریלגלגל
عربیتدحرج
فارسیغلتاندن
اردورولنا، گھمانا

wegrollen (hat) in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های wegrollen (hat)

  • etwas Rundes oder etwas mit Rollen schiebend, rollend vom Platz wegbewegen
  • sich als etwas Rundes von selbst oder durch Naturkräfte vom Aufenthaltsort wegbewegen

wegrollen (hat) in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 1029892, 1029892