جملاتی با فعل wegrollen (hat) 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل wegrollen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی wegrollen (hat) به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل wegrollen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه wegrollen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه wegrollen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه wegrollen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه wegrollen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه wegrollen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه wegrollen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه wegrollen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل wegrollen (hat)
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل wegrollen (hat)
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل wegrollen (hat)
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای wegrollen (hat) آلمانی
-
wegrollen (hat)
roll away, roll off
катить, откатить, откатиться, откатывать, откатываться, скатывать, укатывать
desplazar rodando, rodar
déplacer, faire rouler, rouler
sürüklemek, yuvarlanmak
afastar rolando, levar, remover, rolar para longe, tirar
rotolare via, spostare rotolando
rostogoli, răsuci
elgurul
odtoczyć, zrolować
κυλίω, ρολάρω
wegrollen
odvalit
rulla bort
rulle væk
転がす, 転がる
desplaçar, rodar
rullaaminen, vieriminen
rulle bort
urrun
odkotrljati, odvaliti
оддалечување
odvaliti
odvalenie
odkotrljati, odvaliti
odkotrljati, odvaliti
зкотити, катити
откочвам, откочване
зрушыць, катіць
menggelinding
lăn đi
dumalatib olib ketmoq
लुढ़कना
滚走
กลิ้งออกไป
굴러가다
kənara yuvarlamaq
გააგორება
গড়িয়ে সরানো, দূরে গড়িয়ে দেওয়া
rrokullis mënjanë
लोटून नेणे
रोल गर्नु
దూరం దొర్లించు
aizripināt
உருட்டி அப்புறப்படுத்து
rullima
հեռացնել գլորելով, հեռու գլորել
galtandin
לגלגל
تدحرج
غلتاندن
رولنا، گھمانا
wegrollen (hat) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای wegrollen (hat)- etwas Rundes oder etwas mit Rollen schiebend, rollend vom Platz wegbewegen
- sich als etwas Rundes von selbst oder durch Naturkräfte vom Aufenthaltsort wegbewegen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل