جملاتی با فعل umfärben ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل umfärben. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی umfärben به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل umfärben در دسترس هستند.

زمان حال

-

گذشته ناقص

  • Er färbte sich die Haare zu einem tiefen Braun um . 
    انگلیسی He dyed his hair a deep brown.

وجه التزامی I

-

حالت التبعیض دوم

-

امری

-

مصدر

  • Du könntest das Kostüm umfärben lassen. 
    انگلیسی You could have the costume dyed.
  • Mit Bildbearbeitungsprogrammen kann man leicht seine Iris umfärben . 
    انگلیسی With image editing programs, one can easily change the color of their iris.
  • Die Banane beginnt sich von grün nach gelb umzufärben . 
    انگلیسی The banana begins to change color from green to yellow.

وجه وصفی

  • Hast du deine Haare umgefärbt ? 
    انگلیسی Did you dye your hair?

 جدول افعال قوانین  معانی 

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل umfärben


  • Er färbte sich die Haare zu einem tiefen Braun um . 
    انگلیسی He dyed his hair a deep brown.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل umfärben

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل umfärben

ترجمه‌ها

ترجمه‌های umfärben آلمانی


آلمانی umfärben
انگلیسی dye again, recolor, redye
روسی перекрашивать, окрашивать, перекрасить
اسپانیایی colorear, reteñir, tintar
فرانسوی biser, recolorer, teindre
ترکی renk değiştirmek, yeniden boyamak
پرتغالی recolorar, tintar
ایتالیایی cambiare colore, ridipingere, ritingere
رومانی colorare, vopsi
مجاری átfesti, újrafest
لهستانی przefarbować, przefarbowywać, przemalować, zafarbowanie
یونانی αλλάζω χρώμα σε, αναχρωματισμός, βάφω, χρωματισμός
هلندی herkleuren, verven
چکی přebarvit, převléknout
سوئدی omfärga
دانمارکی genfarve, omfarve
ژاپنی 染め直す, 色を変える
کاتالان recolorar, tintar
فنلاندی värjätä
نروژی fargelegge, omfarge
باسکی kolorea aldatzea, koloreztatzea
صربی prebojati, promeniti boju
مقدونی промена на боја
اسلوونیایی obarvati, prebarvati
اسلواکی prefarbiť, zafarbiť
بوسنیایی prebojati
کرواتی obojiti, prebojati
اوکراینی змінювати колір, перефарбовувати
بلغاری пребоядисвам, променям цвета
بلاروسی перафарбаваць
اندونزیایی mewarnai ulang
ویتنامی nhuộm lại
ازبکی qayta bo'yash
هندی पुनः रंगना
چینی 重新着色
تایلندی เปลี่ยนสีใหม่
کره‌ای 다시 염색하다
آذربایجانی yenidən rəngləmək
گرجی სხვა ფერით შეღებვა
بنگالی আবার রং করা
آلبانیایی ngjyros përsëri
مراتی पुनः रंगवणे
نپالی पुनः रंग लगाउने
تلگو మళ్లీ రంగు మార్చడం
لتونیایی pārkrāsot
تامیلی மீண்டும் நிறம் மாற்று
استونیایی ümbervärvida
ارمنی վերաներկել
کردی dîsa reng kirin
عبریלצבוע מחדש
عربیتلوين
فارسیتغییر رنگ، رنگ کردن
اردورنگ بدلنا، نیا رنگ دینا

umfärben in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های umfärben

  • einer Sache eine andere Farbe geben, als sie zu dem Zeitpunkt hat, sie neu einfärben

umfärben in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 950265

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 5956533

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 950265