جملاتی با فعل reintun 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل reintun. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی reintun به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل reintun در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
Zucker ist ein weißer Stoff, der dem Kaffee einen schlechten Geschmack gibt, wenn man vergisst, ihn
reinzutun
.
Sugar is a white substance that gives coffee a bad taste when you forget to put it in.
وجه وصفی
-
Hast du Salz
reingetan
?
Did you put in salt?
-
Was haben Sie da
reingetan
?
What have you put in there?
جدول افعال قوانین
- چگونه reintun را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه reintun را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه reintun را در امری صرف میکنید؟
- چگونه reintun را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه reintun را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه reintun را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه reintun را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل reintun
-
Zucker ist ein weißer Stoff, der dem Kaffee einen schlechten Geschmack gibt, wenn man vergisst, ihn
reinzutun
.
Sugar is a white substance that gives coffee a bad taste when you forget to put it in.
جدول افعال
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل reintun
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل reintun
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای reintun آلمانی
-
reintun
insert, put in
положить, вложить, воткнуть, вставить, всунуть, засунуть
introducir, meter
insérer, mettre, mettre dedans
koymak, yerleştirmek
colocar, botar em, introduzir, meter
inserire, mettere dentro, mettere dentro a
introduce, pune
belerak, beletesz
wkładać, wrzucać
βάζω μέσα
inbrengen, plaatsen
přinést, vložit
föra in, lägga in
lægge ind, putte ind
入れる, 入れること
introduir, posar dins
laittaa, tuoda sisään
legge inn, sette inn
sartu
staviti, ubaciti
вметнува, внесува
naložiti, vstaviti
dávať dovnútra, vložiť
staviti, ubaciti
staviti, ubaciti
вкласти, покласти
вкарвам, поставям
укладваць, уніжаць
masukkan
đặt vào
qo'yish
डालना
放进
ใส่เข้าไป
넣다
daxil etmək
დადო
ভিতরে রাখা
vendos
घालणे
भित्र राख्नु
పెట్టడం
ielikt
உள்ளே வைக்க
panema
դնել
vekirin
להכניס
إدخال، وضع
داخل کردن، قرار دادن
داخل کرنا، ڈالنا
reintun in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای reintunقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل