جملاتی با فعل reintun ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل reintun. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی reintun به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل reintun در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل reintun


  • Zucker ist ein weißer Stoff, der dem Kaffee einen schlechten Geschmack gibt, wenn man vergisst, ihn reinzutun . 
    انگلیسی Sugar is a white substance that gives coffee a bad taste when you forget to put it in.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل reintun

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل reintun

ترجمه‌ها

ترجمه‌های reintun آلمانی


آلمانی reintun
انگلیسی insert, put in
روسی положить, вложить, воткнуть, вставить, всунуть, засунуть
اسپانیایی introducir, meter
فرانسوی insérer, mettre, mettre dedans
ترکی koymak, yerleştirmek
پرتغالی colocar, botar em, introduzir, meter
ایتالیایی inserire, mettere dentro, mettere dentro a
رومانی introduce, pune
مجاری belerak, beletesz
لهستانی wkładać, wrzucać
یونانی βάζω μέσα
هلندی inbrengen, plaatsen
چکی přinést, vložit
سوئدی föra in, lägga in
دانمارکی lægge ind, putte ind
ژاپنی 入れる, 入れること
کاتالان introduir, posar dins
فنلاندی laittaa, tuoda sisään
نروژی legge inn, sette inn
باسکی sartu
صربی staviti, ubaciti
مقدونی вметнува, внесува
اسلوونیایی naložiti, vstaviti
اسلواکی dávať dovnútra, vložiť
بوسنیایی staviti, ubaciti
کرواتی staviti, ubaciti
اوکراینی вкласти, покласти
بلغاری вкарвам, поставям
بلاروسی укладваць, уніжаць
اندونزیایی masukkan
ویتنامی đặt vào
ازبکی qo'yish
هندی डालना
چینی 放进
تایلندی ใส่เข้าไป
کره‌ای 넣다
آذربایجانی daxil etmək
گرجی დადო
بنگالی ভিতরে রাখা
آلبانیایی vendos
مراتی घालणे
نپالی भित्र राख्नु
تلگو పెట్టడం
لتونیایی ielikt
تامیلی உள்ளே வைக்க
استونیایی panema
ارمنی դնել
کردی vekirin
عبریלהכניס
عربیإدخال، وضع
فارسیداخل کردن، قرار دادن
اردوداخل کرنا، ڈالنا

reintun in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های reintun

  • hineinlegen oder hineinbringen in etwas

reintun in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 1892896, 370825, 10271759