جملاتی با فعل freischneiden ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل freischneiden. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی freischneiden به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل freischneiden در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل freischneiden

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل freischneiden

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل freischneiden

ترجمه‌ها

ترجمه‌های freischneiden آلمانی


آلمانی freischneiden
انگلیسی cut free, clear, cut cleanly, cut clear
روسی освобождать, очистка
اسپانیایی despejar, liberar
فرانسوی dégager, libérer
ترکی keserek temizlemek, serbest bırakmak
پرتغالی desobstruir, liberar
ایتالیایی disboscamento, liberare
رومانی curățare, deblocare
مجاری felszabadítani
لهستانی oczyszczenie, odcięcie
یونانی απελευθέρωση από εμπόδια
هلندی ontdoen, vrijmaken
چکی odstranit překážky, vyčistit
سوئدی befria, frilägga
دانمارکی friklippe
ژاپنی 切り離す, 解放する
کاتالان deslliurar
فنلاندی puhdistaa, raivata
نروژی frigjøre
باسکی askatzea
صربی osloboditi
مقدونی ослободување
اسلوونیایی odstraniti ovire
اسلواکی oslobodiť
بوسنیایی osloboditi
کرواتی osloboditi
اوکراینی вивільнити, очистити
بلغاری освобождаване
بلاروسی ачысціць, вызваляць
اندونزیایی memangkas rintangan, membersihkan jalan
ویتنامی mở đường
ازبکی to'siqlarni kesib yo'l ochish
هندی काटकर रास्ता साफ करना, रास्ता साफ करना
چینی 开路, 清除障碍
تایلندی ตัดสิ่งกีดขวาง, เปิดทาง
کره‌ای 길을 개척하다, 장애물 제거하다
آذربایجانی maneələri kəsərək açmaq, yolu açmaq
گرجی ბარიერების ამოჭრა, გზის გახსნა
بنگالی পথ খোলা, পথ পরিষ্কার করা
آلبانیایی hap rrugën
مراتی झाडे कापून मार्ग साफ करणे, मार्ग साफ करणे
نپالی बाधा काटेर बाटो खोल्नु, मार्ग सफा गर्नु
تلگو అడ్డాలను కోయడం, దారి తెరవడం
لتونیایی iztīrīt šķēršļus, izzāģēt ceļu
تامیلی வழியைத் திறக்க
استونیایی takistuste lõikamine, teed avama
ارمنی խոչընդոտները հանել, ուղին մաքրել
کردی rê vekirin
عبریחיתוך
عربیإزالة العوائق، تحرير
فارسیآزاد کردن
اردورکاوٹوں سے آزاد کرنا

freischneiden in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های freischneiden

  • durch Schneiden von Hindernissen befreien

freischneiden in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود