جملاتی با فعل freischneiden 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل freischneiden. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی freischneiden به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل freischneiden در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه freischneiden را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه freischneiden را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه freischneiden را در امری صرف میکنید؟
- چگونه freischneiden را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه freischneiden را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه freischneiden را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه freischneiden را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل freischneiden
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل freischneiden
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل freischneiden
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای freischneiden آلمانی
-
freischneiden
cut free, clear, cut cleanly, cut clear
освобождать, очистка
despejar, liberar
dégager, libérer
keserek temizlemek, serbest bırakmak
desobstruir, liberar
disboscamento, liberare
curățare, deblocare
felszabadítani
oczyszczenie, odcięcie
απελευθέρωση από εμπόδια
ontdoen, vrijmaken
odstranit překážky, vyčistit
befria, frilägga
friklippe
切り離す, 解放する
deslliurar
puhdistaa, raivata
frigjøre
askatzea
osloboditi
ослободување
odstraniti ovire
oslobodiť
osloboditi
osloboditi
вивільнити, очистити
освобождаване
ачысціць, вызваляць
memangkas rintangan, membersihkan jalan
mở đường
to'siqlarni kesib yo'l ochish
काटकर रास्ता साफ करना, रास्ता साफ करना
开路, 清除障碍
ตัดสิ่งกีดขวาง, เปิดทาง
길을 개척하다, 장애물 제거하다
maneələri kəsərək açmaq, yolu açmaq
ბარიერების ამოჭრა, გზის გახსნა
পথ খোলা, পথ পরিষ্কার করা
hap rrugën
झाडे कापून मार्ग साफ करणे, मार्ग साफ करणे
बाधा काटेर बाटो खोल्नु, मार्ग सफा गर्नु
అడ్డాలను కోయడం, దారి తెరవడం
iztīrīt šķēršļus, izzāģēt ceļu
வழியைத் திறக்க
takistuste lõikamine, teed avama
խոչընդոտները հանել, ուղին մաքրել
rê vekirin
חיתוך
إزالة العوائق، تحرير
آزاد کردن
رکاوٹوں سے آزاد کرنا
freischneiden in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای freischneidenقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل