جملاتی با فعل entrichten ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل entrichten. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی entrichten به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل entrichten در دسترس هستند.

زمان حال

-

گذشته ناقص

-

وجه التزامی I

-

حالت التبعیض دوم

-

امری

-

مصدر

  • Ist dafür eine Steuer zu entrichten ? 
    انگلیسی Is there any tax on this?
  • Er musste eine hohe Geldbuße entrichten . 
    انگلیسی He had to pay a high fine.
  • Für diese Importe ist Zoll zu entrichten . 
    انگلیسی Customs duties must be paid for these imports.
  • Je Tier ist eine pauschale Kopfsteuer für die Nutzung von Staatsbesitz zu entrichten . 
    انگلیسی Each animal is a flat tax for the use of state property.

وجه وصفی

  • Die Autobahngebühr wird durch den Kauf einer Vignette entrichtet . 
    انگلیسی The highway fee is paid by purchasing a vignette.
  • Das Unternehmen habe seine Zollgebühren nicht entrichtet . 
    انگلیسی The company has not paid its customs duties.

 جدول افعال قوانین  معانی 

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل entrichten

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل entrichten

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل entrichten

ترجمه‌ها

ترجمه‌های entrichten آلمانی


آلمانی entrichten
انگلیسی pay, settle, discharge, offer to
روسی уплачивать, внести, вносить, выплата, заплатить, оплата, платить, уплатить
اسپانیایی pagar, abonar
فرانسوی payer, acquitter, régler, verser
ترکی vermek, ödemek
پرتغالی pagar, liquidar, quitar
ایتالیایی pagare, versare
رومانی plăti
مجاری kifizet, leró, megfizet
لهستانی regulować, odprowadzać, odprowadzić, płacić, uiszczać, uregulować, zapłacić
یونانی καταβάλλω, καταβολή, πληρωμή, πληρώνω
هلندی betalen, voldoen
چکی zaplatit, platit, uhradit
سوئدی betala, erlägga
دانمارکی betale, udrede
ژاپنی 支払い, 支払う
کاتالان abonar, pagar
فنلاندی maksaa, suorittaa
نروژی betale
باسکی ordain
صربی platiti
مقدونی плаќање
اسلوونیایی odplačilo, plačilo
اسلواکی uhradiť, zaplatit
بوسنیایی platiti
کرواتی platiti
اوکراینی виплачувати, сплачувати
بلغاری заплащам, плащам
بلاروسی аплачваць, разлічвацца
اندونزیایی membayar
ویتنامی trả
ازبکی to'lash
هندی चुकाना
چینی 支付
تایلندی จ่าย
کره‌ای 지불하다
آذربایجانی ödəmək
گرجی გადახდება
بنگالی চুকান
آلبانیایی pagoj
مراتی भरणे
نپالی भुक्तान गर्नु
تلگو చెల్లించు
لتونیایی samaksāt
تامیلی செலுத்து
استونیایی maksta
ارمنی վճարել
کردی par dayin
عبریלשלם
عربیدفع، سداد
فارسیپرداخت
اردوادائیگی

entrichten in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های entrichten

  • [Wirtschaft] einen Geldbetrag zahlen, abführen, blechen, bezahlen, ausgeben, zahlen

entrichten in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: entrichten

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 263798

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 2680294, 11015071

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 86806, 735368, 121578, 263798