جملاتی با فعل dahinscheiden ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل dahinscheiden. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی dahinscheiden به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل dahinscheiden در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل dahinscheiden

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل dahinscheiden

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل dahinscheiden

ترجمه‌ها

ترجمه‌های dahinscheiden آلمانی


آلمانی dahinscheiden
انگلیسی depart, die, pass away, decease, deceased, departed, pass by, perish
روسی скончаться, покойный, умереть, умерший
اسپانیایی fallecer, difunto, fallecido, finar, morir
فرانسوی décedé, décéder, mort, mourir, s'éteindre, trépasser
ترکی hayatını kaybetmek, vefat eden, ölmek
پرتغالی morrer, falecer, falecido, morto
ایتالیایی morire, andarsene, decedere, deceduto, defunto, dipartirsi
رومانی deceda, muri, decedat, mort
مجاری elhalálozik, elhalálozni, elhunyt, meghal, meghalni, meghalt
لهستانی odejść, nieboszczyk, odchodzić, umierać, zmarły
یونانی εκλιπών, θάνατος, πεθαίνω
هلندی dode, heengaan, overledene, overlijden, sterven
چکی zemřít, mrtvý, umřít, zemřelý
سوئدی dö, avlida, avliden, döda
دانمارکی dø, den afdøde, den døde
ژاپنی 亡くなる, 亡くなった人, 故人, 死ぬ
کاتالان deixar de viure, difunt, morir, mort
فنلاندی kuoleminen, kuolla, poistunut
نروژی avdød, avlida, dø, døde
باسکی desagertu, heriotza, hil, hilketa, hiltze
صربی preminuti, preminuli, umreti, umrli
مقدونی преминат, умре
اسلوونیایی izginiti, pokojni, preminiti, umreti, umrli
اسلواکی zomrieť, mŕtvy, umrieť, zesnulý
بوسنیایی preminuli, preminuti, umiranje, umrijeti
کرواتی preminuti, preminuli, umrijeti, umrli
اوکراینی вмирати, покійний, померлий, помирати
بلغاری покойник, умрял
بلاروسی загінуць, памерці, памёршы
اندونزیایی almarhum, mati, meninggal
ویتنامی chết, người đã khuất
ازبکی o‘lmoq, vefat etgan kishi
هندی मरना, मृत व्यक्ति
چینی 死, 死去, 死者
تایلندی ตาย, ผู้ล่วงลับ
کره‌ای 고인, 죽다
آذربایجانی vəfat etmiş şəxs, ölmək
گرجی გარდაცვლილი ადამიანი, კვდომა
بنگالی প্রয়াত ব্যক্তি, মারা
آلبانیایی i ndjeri, vdes
مراتی मरणे, मृत व्यक्ती
نپالی मर्नु, मृत व्यक्ति
تلگو చనిపోయిన వ్యక్తి, మరణించడం
لتونیایی mirt, mirušais cilvēks, mirēt
تامیلی இறந்தவர், மரு, மருவது
استونیایی surema, surnud inimene
ارمنی մեռյալ մարդ, մեռնել
کردی kesê mirî, mirin
عبریלמות، לסיים חיים، נפטר
عربیالمتوفى، رحيل، فراق، موت، يموت
فارسیدرگذشتن، درگذشته، فوت کردن، مردن
اردوانتقال کر جانا، زندگی کا خاتمہ، مرنا، وفات، وفات پانا

dahinscheiden in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های dahinscheiden

  • aufhören zu leben und sterben, sterben, ableben, sein Leben aushauchen, entschlafen, die Hufe hochreißen

dahinscheiden in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 756331

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: dahinscheiden

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 7902494