جملاتی با فعل ausstopfen ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل ausstopfen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی ausstopfen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل ausstopfen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل ausstopfen

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل ausstopfen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل ausstopfen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های ausstopfen آلمانی


آلمانی ausstopfen
انگلیسی stuff, fill, pad, wad
روسی набивать, делать чучело, заполнять, набить, сделать чучело
اسپانیایی rellenar, atiborrar, disecar, embutir, henchir, llenar de, macizar
فرانسوی remplir, bourrer, empailler, calfeutrer, naturaliser, étouper
ترکی doldurmak, içini doldurmak, tamamen doldurmak
پرتغالی encher, embalsamar, empalhar, preencher, preparar
ایتالیایی imbottire, riempire, imbalsamare, impagliare, tamponare
رومانی umple, umplere
مجاری kitömni, betöm, kitöm
لهستانی wypchać, wypełnić
یونانی γεμίζω, βαλσαμώνω, ταριχεύω
هلندی vullen, opstoppen, opvullen, opzetten, volstoppen
چکی vycpávat, naplnit, vycpávatpat
سوئدی fylla, stoppa, stoppa upp, stoppning
دانمارکی udstoppe, fylde, fylde ud
ژاپنی 充填する, 詰める
کاتالان omplir
فنلاندی täyttää
نروژی fylle, stappe, stoppe ut
باسکی betetze, betetze egin, betetze materialarekin
صربی napuniti, ispuniti
مقدونی полнене
اسلوونیایی napolniti
اسلواکی vyplniť
بوسنیایی napuniti
کرواتی napuniti
اوکراینی заповнити, заповнювати, наповнити, наповнювати
بلغاری запълвам, попълвам, попълване
بلاروسی запаўняць, напоўніць
اندونزیایی mengisi, mengisi kulit
ویتنامی làm đầy, nhồi da
ازبکی terini to'ldirish, to'ldirmoq
هندی खाल भरना, भरना
چینی 填充皮毛, 填满
تایلندی ทำซากสัตว์, เติมเต็ม
کره‌ای 가득 채우다, 박제하다
آذربایجانی derini doldurmaq, doldurmaq
گرجی გავსება, ტყავის შევსება
بنگالی খাল ভরানো, ভরানো
آلبانیایی mbush, mbush lëkurën
مراتی बाल्ग भरना, भरून टाकणे
نپالی छाला भर्नु, भरनु
تلگو టాక్సిడర్మీ చేయడం, నింపడం
لتونیایی aizpildīt, pildīt ādu
تامیلی தோலை நிரப்புதல், நிரப்பு
استونیایی nahka täita, täita
ارمنی թաքսիդերմել, լցնել
کردی doldur, taxidermî kirin
عبریלמלא
عربیحشو، حشا
فارسیپر کردن
اردوبھرتی کرنا، بھرنا، پر کرنے کے لیے بھرنا، پُر کرنا

ausstopfen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های ausstopfen

  • etwas vollständig befüllen, bis die Leere gefüllt ist
  • den Balg eines Tieres bei der Präparation mit speziellem Material füllen
  • füllen, vollstopfen, voll stopfen, ausfüllen

ausstopfen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 264842, 264842

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: ausstopfen

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 35209