جملاتی با فعل auflasten 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل auflasten. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی auflasten به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل auflasten در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه auflasten را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه auflasten را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه auflasten را در امری صرف میکنید؟
- چگونه auflasten را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه auflasten را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه auflasten را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه auflasten را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل auflasten
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل auflasten
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل auflasten
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای auflasten آلمانی
-
auflasten
burden, impose
взваливать, взвалить, нагружать, нагрузить, обвинить, обвинять, возложить бремя
cargar, imponer
charger, imposer
yüklemek, yük bindirmek
cobrar, impor
assumersi, carico, imporre
încărca
ráterhel
nałożyć ciężar, obciążyć
βάρος
last opleggen, opleggen
naložit zátěž
belasta
pålægge
負担をかける
imposar càrrega
taakka
pålegge byrde
karga ezarri
opterećenje, teret
оптоварување
naložiti breme
naložiť
opterećenje
opterećenje
накладати тягар
наложавам тежест
наказаць, пакласці цяжар
membebani
đặt gánh nặng lên ai
yuklamoq
बोझ डालना
强加给某人
วางภาระให้ใคร
부과하다
birinin üzərinə yük qoymaq
დაატვირთოს
বোঝা চাপানো
ngarkoj
भार टाकणे
भार लगाउनु
ఎవరికి భారం వేసడం
uzlikt slogu
ஒருவருக்கு சுமை விதிக்க
koormust kellelegi panema
ծանրություն դնել
להטיל עול
عبء
بار گذاشتن
بوجھ ڈالنا
auflasten in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای auflasten- jemandem eine Last auferlegen, auferlegen, bepacken, aufladen, strapazieren, belasten (mit)
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل