جملاتی با فعل anfegen 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل anfegen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی anfegen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل anfegen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه anfegen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه anfegen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه anfegen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه anfegen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه anfegen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه anfegen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه anfegen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل anfegen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل anfegen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل anfegen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای anfegen آلمانی
-
anfegen
approach, come closer
приближаться
acercarse, aproximarse
approcher, s'approcher
yaklaşmak, yanaşmak
aproximar-se, chegar mais perto
accostarsi, avvicinarsi
aproape, se apropia
közelít, megközelít
zbliżać się
έρχομαι κοντά, πλησιάζω
benaderen, naderen
přiblížit se
komma närmare, närma sig
komme nærmere, nærme sig
接近する, 近づく
acostar-se, apropar-se
lähestyä, tulla lähemmäksi
komme nærmere, nærme seg
hurbildu
doći bliže, približiti se
приближување
približati se, priti bližje
priblížiť sa, prísť bližšie
doći bliže, približiti se
doći bliže, približiti se
наближатися, підходити
приближавам се
набірацца, падыходзіць
menghampiri dengan cepat, segera mendekat
lao tới gần, tiếp cận nhanh
tez yaqinlashmoq
झपटकर आना, दौड़कर आना
疾速逼近, 迅速靠近
พุ่งเข้ามา, รีบเข้ามาใกล้
급히 다가오다, 성큼 다가오다
tez yaxınlaşmaq, şığımaq
სწრაფად მიახლოება
দ্রুত কাছে আসা, হঠাৎ এসে পড়া
afrohet shpejt
झटपट जवळ येणे, धावत येणे
छिटो नजिकिनु, दौडँदै आउनु
దూసుకొచ్చి చేరడం, వేగంగా దగ్గరకు రావడం
strauji pietuvoties
விரைந்து வருதல், வேகமாக அணுகுதல்
kiiresti lähenema, ligi tormama
արագ մոտենալ
zû nêzîk hatin
להתקרב
اقتراب، تقدم
نزدیک آمدن، نزدیک شدن
قریب آنا، نزدیک آنا
anfegen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای anfegenقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل