جملاتی با فعل mitbieten
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل mitbieten. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی mitbieten به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل mitbieten در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
Ich würde gerne bei der Hofauktion
mitbieten
, aber ich habe nicht so viel Kleingeld dabei.
I would like to bid at the auction, but I don't have that much change with me.
-
Um am Pokertisch gut auszusehen, müssen Sie nicht nur wissen, wann Sie
mitbieten
sollten, sondern auch wie viel.
To look good at the poker table, you not only need to know when to raise, but also how much.
وجه وصفی
-
Als wir unser Haus kaufen wollten, haben wir telefonisch
mitgeboten
, aber den Zuschlag haben wir nicht gekriegt.
When we wanted to buy our house, we bid by phone, but we did not get the contract.
جدول افعال قوانین
- چگونه mitbieten را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه mitbieten را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه mitbieten را در امری صرف میکنید؟
- چگونه mitbieten را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه mitbieten را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه mitbieten را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه mitbieten را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل mitbieten
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل mitbieten
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل mitbieten
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای mitbieten آلمانی
-
mitbieten
bid, participate in bidding
делать ставку, участвовать в торгах
ofertar, pujar
enchérir, offre
ihale, teklif vermek
dar lance, ofertar
fare un'offerta, offrire
licitare, ofertare
licitálásban részt venni
brać udział w licytacji, licytować
πλειοδοτώ
meebieden
nabízet
budge, delta i budgivning
byde
入札する, 競りに参加する
licitar, ofertar
kilpailla, tarjota
bud, by
eskaintza egin
licitirati, ponuditi
учество во наддавање
ponuditi
ponúkať, prihadzovať
licitirati, ponuditi
licitirati, ponuditi
заявка, участь у торгах
участие в наддаване
прымаць удзел у таргах
menawar, mengajukan tawaran
đấu giá, đấu thầu
taklif berish, taklif qilish
बोली देना, बोली लगाना
出价, 投标
ประมูล, ยื่นราคา
입찰에 참여하다, 입찰하다
təklif etmək, təklif vermək
ტენდერში შეთავაზება, შეთავაზება
বোলি দেওয়া, বোলি লাগানো
bëj ofertë, ofroj ofertë
बोली देणे, बोली लावणे
बोली लगाउनु
బిడ్ పెట్టడం
piedāvāt cenu, solīt
பிட் செய்வது
hindapakkumist tegema, pakkuma
առաջարկել, բայդել
teklif danîn, teklif kirin
להציע
مزايدة
مناقصه دادن، پیشنهاد دادن
بولی دینا، مقابلہ کرنا
mitbieten in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای mitbieten- in einem Verfahren mitmachen, bei dem Interessenten, Bieter ein Angebot, Gebot abgeben
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل