جملاتی با فعل mitbieten

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل mitbieten. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی mitbieten به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل mitbieten در دسترس هستند.

زمان حال

-

گذشته ناقص

-

وجه التزامی I

-

حالت التبعیض دوم

-

امری

-

مصدر

  • Ich würde gerne bei der Hofauktion mitbieten , aber ich habe nicht so viel Kleingeld dabei. 
    انگلیسی I would like to bid at the auction, but I don't have that much change with me.
  • Um am Pokertisch gut auszusehen, müssen Sie nicht nur wissen, wann Sie mitbieten sollten, sondern auch wie viel. 
    انگلیسی To look good at the poker table, you not only need to know when to raise, but also how much.

وجه وصفی

  • Als wir unser Haus kaufen wollten, haben wir telefonisch mitgeboten , aber den Zuschlag haben wir nicht gekriegt. 
    انگلیسی When we wanted to buy our house, we bid by phone, but we did not get the contract.

 جدول افعال قوانین  معانی 

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل mitbieten

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل mitbieten

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل mitbieten

ترجمه‌ها

ترجمه‌های mitbieten آلمانی


آلمانی mitbieten
انگلیسی bid, participate in bidding
روسی делать ставку, участвовать в торгах
اسپانیایی ofertar, pujar
فرانسوی enchérir, offre
ترکی ihale, teklif vermek
پرتغالی dar lance, ofertar
ایتالیایی fare un'offerta, offrire
رومانی licitare, ofertare
مجاری licitálásban részt venni
لهستانی brać udział w licytacji, licytować
یونانی πλειοδοτώ
هلندی meebieden
چکی nabízet
سوئدی budge, delta i budgivning
دانمارکی byde
ژاپنی 入札する, 競りに参加する
کاتالان licitar, ofertar
فنلاندی kilpailla, tarjota
نروژی bud, by
باسکی eskaintza egin
صربی licitirati, ponuditi
مقدونی учество во наддавање
اسلوونیایی ponuditi
اسلواکی ponúkať, prihadzovať
بوسنیایی licitirati, ponuditi
کرواتی licitirati, ponuditi
اوکراینی заявка, участь у торгах
بلغاری участие в наддаване
بلاروسی прымаць удзел у таргах
اندونزیایی menawar, mengajukan tawaran
ویتنامی đấu giá, đấu thầu
ازبکی taklif berish, taklif qilish
هندی बोली देना, बोली लगाना
چینی 出价, 投标
تایلندی ประมูล, ยื่นราคา
کره‌ای 입찰에 참여하다, 입찰하다
آذربایجانی təklif etmək, təklif vermək
گرجی ტენდერში შეთავაზება, შეთავაზება
بنگالی বোলি দেওয়া, বোলি লাগানো
آلبانیایی bëj ofertë, ofroj ofertë
مراتی बोली देणे, बोली लावणे
نپالی बोली लगाउनु
تلگو బిడ్ పెట్టడం
لتونیایی piedāvāt cenu, solīt
تامیلی பிட் செய்வது
استونیایی hindapakkumist tegema, pakkuma
ارمنی առաջարկել, բայդել
کردی teklif danîn, teklif kirin
عبریלהציע
عربیمزايدة
فارسیمناقصه دادن، پیشنهاد دادن
اردوبولی دینا، مقابلہ کرنا

mitbieten in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های mitbieten

  • in einem Verfahren mitmachen, bei dem Interessenten, Bieter ein Angebot, Gebot abgeben

mitbieten in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 956441

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 956441