جملاتی با فعل koproduzieren

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل koproduzieren. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی koproduzieren به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل koproduzieren در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل koproduzieren

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل koproduzieren

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل koproduzieren

ترجمه‌ها

ترجمه‌های koproduzieren آلمانی


آلمانی koproduzieren
انگلیسی co-produce, coproduce
روسی совместно производить
اسپانیایی coproducir
فرانسوی coproduire
ترکی ortak üretmek
پرتغالی coproduzir
ایتالیایی coprodurre
رومانی coproduce, coproducție
مجاری koprodukál
لهستانی koprodukować
یونانی συμπαραγωγή
هلندی samen produceren
چکی koprodukovat
سوئدی gemensamt producera, samarbeta
دانمارکی samarbejde
ژاپنی 共同制作
کاتالان coproduir
فنلاندی yhteistuotanto
نروژی koproduksjon, samarbeide
باسکی koproduzitu
صربی koprodukovati
اسلوونیایی koproducirati
اسلواکی koprodukovať
بوسنیایی koprodukovati
کرواتی koproducirati
اوکراینی спільно виробляти
بلغاری съвместно произвеждам
اندونزیایی memproduksi bersama
ویتنامی đồng sản xuất
ازبکی hamkorlikda ishlab chiqarish
هندی सह-उत्पादन करना
چینی 共同生产
تایلندی ร่วมผลิต
کره‌ای 공동 생산하다
آذربایجانی birlikdə istehsal etmək
گرجی თანამშრომლობით წარმოება
بنگالی একসঙ্গে উৎপাদন করা
آلبانیایی bashkëprodhim
مراتی सह-उत्पादन करणे
نپالی सह-उत्पादन गर्नु
تلگو సహ ఉత్పత్తి చేయడం
لتونیایی kopā ražot
تامیلی கூட்டாக உற்பத்தி செய்ய
استونیایی koos toota
ارمنی համատեղ արտադրել
کردی bihev re çêkirin
عبریלהפיק בשיתוף
عربیإنتاج مشترك
فارسیهم‌تولید کردن
اردومشترکہ پیدا کرنا

koproduzieren in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های koproduzieren

  • [Kultur] gemeinsam produzieren

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود